Thursday، July 27، 2006

سي ساله شدم


امروز 5 شنبه، 5 امين روز 5 امين ماه سال، سالروز به دنيا آمدنم در 5 / 5 / 55 است، اين پنج ها نمي دونم چطوري اين قدر دقيق بغل هم رديف شده اند. اين هم عكس چند ماه بعد از آن واقعه‌ي تاريخي البته براي من! بالاخره آب و نان و اكسيژن من را مثل بقيه تا به اينجا رسانده و تا وقتي اين‌ها مهيا باشد زندگي به همين منوال ادامه دارد، اما آينكه از كجا آمده‌ام، به كجا مي‌شوم؟ نمي‌دانم. خوش به حال آنان كه مي‌فهمند آمدنشان بهر چه بود، رفتنشان هم همين‌طور. در سالروز تولد بيشتر ذهنم به جستجوي پاسخ اين سوال معطوف مي‌شود، اما پاسخي رخ نمي‌نماياند
بگذريم، امروز حدود ظهر بود كه به ايران رسيدم، مطهره خانم هم با يك هديه به همين مناسبت منتظرم بود تا شب در منزل پدر و برادرش كه در غياب مادر و عروسشان ـ كه در سفر حج هستند ـ مجردند جشن خودماني بگيرد و به قول معروف ذوق زده‌ام كند، پدر و مادرم از نوشهر و مادر بزرگ، عمه، پسر عمه، عمو و زن عمويم، خاله‌هاي مطهره، دختر خاله‌اش و چند تا از دوستان ديگر زحمت كشيدند و حضوري يا تلفني تبريك گفتند، از همه‌ي آنها ممنونم.

0 کـامـنـت:

ارسال يک نظر

خوبی وبلاگ فقط به همین است که می توانیم نظرمان را در برابر نقد و نظر دیگران قرار دهیم.