Tuesday، November 20، 2007

اميد براي ايسنا

ديشب درباره‌ي ايسنا خواب ديدم! همه از همه چيزهايي كه اين روزها مي‌گذرد خبر دارند، براي همين زياد توضيح نمي‌دهم، فقط يكي تو خواب بهم گفت :

«دوست دارم بچه‌هاي ايسنا توي اين موقعيت صبورتر باشند، آنها تنها نيستند، هميشه ايسنا ثابت كرده با منطق خود نتيجه‌اي غير قابل باور گرفته، اميدهايي هست كه نمي‌تونم بيانشان كنم. اما هنوز كسي هست كه ما را دوست دارد و هميشه با ما بوده، او ياريمان خواهد كرد. فقط بچه‌ها مثل هميشه صبور باشند، هر چه مي‌شد انجام شد، اما ...
شايد خبر خوشي بيايد، نمي‌توانم از بچه‌ها بخواهم حرفم را گوش بدهند، اما در دلم اميدي هست كه فكر مي‌كنم اگر بچه‌ها اجازه بدهند شايد به جايي برسد و خيلي هم دور نيست.»

البته بعد از ديدن سريال اغما، ديگه آدم به حرف كسي نمي‌توند اطمينان بكند، و من هم نمي‌دانم چطوري بگم كه اين يكي الياس نبود فلاني بود!

0 کـامـنـت:

ارسال يک نظر

خوبی وبلاگ فقط به همین است که می توانیم نظرمان را در برابر نقد و نظر دیگران قرار دهیم.