شروط آقای خاتمی حاوی پیام صریحی بود که رادیکالهای سبز و اصولگرا را یکجا آچمز کرد، برای همین به دنبال جلوگیری از هر گونه تفاهم و گفتگویی دست به کار شده اند. نان رادیکالها در دعواست. آنها مدت هاست که می گویند اصلاحات مرده است اما سخنان آقای خاتمی نشان دهنده ی زنده بودن اصلاحات است؛ اصلاحاتی از جنس خود آقای خاتمی که هر چند آهسته اما پیوسته است.
پس از انتخابات 88 دو گروه افراطی نمی خواستند صدای آقای خاتمی شنیده شود چون هیچ گاه نه از ادعای تقلب دفاع کرد و نه از برخورد با معترضان. شروط سه گانه ی آقای خاتمی برای شرکت در انتخابات سال آینده ی مجلس هم اتفاقا پیامی به دو طرف است که اشتباهات هیچ کدام را تایید نمی کند:
1 - قانون اساسی باید برای همه مبنا باشد و به آن عمل شود
2 - همه ی مردم باید احساس کنند که انتخابات سالم و آزاد است
3 - فضای امنیتی باید متوقف و زندانیان سیاسی آزاد شوند
یک طرف مستقیم یا غیر مستقیم به حامیانش گفته که تا جمهوری اسلامی هست نباید در انتخابات شرکت کنیم و آن طرف هم گفته تا جمهوری اسلامی هست نباید در انتخابات شرکت کنند. هر دو طرف به اشتباه دارند اصولگرایان رادیکال را با جمهوری اسلامی یکی می گیرند. آنها با هم موافق هستند و هیچ مشکلی ندارند؛ ائتلافی نانوشته برای حذف یکدیگر. اصلاح طلبان اما به رهبری آقای خاتمی مصمم و معتقد به وجود "حق شرکت در انتخابات" هستند؛ مطابق قانون اساسی. برای همین این شروط سه گانه را مطالبه نمی کنیم، تحمیل می کنیم، باید محقق شود.
ای آقایی که می فرمایی"این نظام اسلامی است که برای آنها شرط می گذارد"، خیلی خب! بفرمایید شرط های شما چیست؟ آیا چیزی غیر از قانون اساسی باید میثاق ملی باشد؟ آیا برداشتن دیوار بی اعتمادی بخشی از مردم نسبت به انتخابات از واجبات نظام نیست؟ و مگر قرار است تا قیام قیامت فضا امنیتی باشد؟ به قول آقای خاتمی، "ادامه ی اين شرايط تضعيف نظام است. ما از نظام دفاع می کنيم و می گوئيم "نظام خوب است ولی روش ها و سياست ها قابل نقد و اصلاح هستند"؛ با حذف و برخورد های خشن و ناروا صداهایی تقويت می شود که با اصل نظام و انقلاب مخالف است، چه در بيرون و چه در درون."
انتظار اعلام مواضع و مرزبندی علنی و لحظه به لحظه از امثال آقای خاتمی در برابر آقایان موسوی و کروبی و یا رادیکال های سبز یا با رسانه های غرب، انتظار زیادی و اشتباهی است، همان طور که نمی توان از رهبری و آقایان هاشمی شاهرودی و لاریجانی ها انتظار داشت که هر روز با قاضی مرتضوی و سردار مشفق و حوادث کهریزک و کوی دانشگاه مرزبندی کنند و موضع بگیرند. البته که مرزها مشخص است، مشکل از بی بصیرتی کسانی است که انتظار بیجا دارند.
آقای خاتمی مانند همه ی اصلاح طلبان قطعا به روند انتخابات پارسال اعتراض شدیدی داشت اما اگر به تقلب موثر در نتیجه اعتقاد داشت حداقل یک بار به آن اشاره می کرد. همانطور که آقایان هاشمی شاهرودی و لاریجانی قطعا موافق جلوگیری از بلبشو در خیابان ها بوده اند اما قطع و یقین آنها با کهریزک و کوی دانشگاه و برخوردهای خشن غیر انسانی موافق نیستند.
به دلیل اصرار دبیرکل موتلفه، اشاره می کنم که آقای خاتمی تنها در راهپیمایی آرام سه میلیونی در تهران در اعتراض به روند انتخابات شرکت کرد، آن راهپیمایی آرام را تلویزیون خودمان هم پخش کرد و معتقدم چنین راهپیمایی عظیمی افتخار جمهوری اسلامی بود، البته غیر از حواشی بد آن که نفوذی ها و تندروهایی به نام دو طرف باعث آن شدند. قاعدتا آقای حبیبی معتقد نیستند که آن سه میلیون نفر همگی فتنه گر، معتقد به تقلب و خس و خاشاک بوده اند؛ آنها معترض به روندهای اشتباه در انتخابات و بگیر و ببندهای اشتباه روز پس از انتخابات بودند و حضور آقای خاتمی اتفاقا به نفع نظام است وگرنه رسانه های غربی می گفتند که آن تجمع در حمایت از غرب بوده است. آقای خاتمی اعتقاد داشت و منتقل هم کرده بود که با خیابانی شدن اعتراضات مخالف است اما برخی گوششان بدهکار نبود و آن شد که نباید می شد؛ البته سهم تحریک کنندگان مقابل هم در کش پیدا کردن آن اتفاقات کاملا پر رنگ و موثر بود.
به واقع که "باید «خردمندان خیرخواه» به جای «متوهمان خشونتگرا» میداندار شوند". از این سو انتظار می رود که بزرگانی از این جنس میدان را خالی و خاتمی عزیز را تنها نگذارند و به میدان بیایند؛ امثال آقایان موسوی اردبیلی، صانعی، نورمفیدی، صدوقی و امثالهم. بخشی از نمایندگان سابق مجلس، وزرای سابق و سیاسیون خیلی ساکت هستند، یادشان بیاید که چقدر از وجاهت و آبروی خود را مدیون گفتمان دوم خردادند. از آن سو هم از امثال آقایان ناطق نوری، ری شهری، امینی و استادی و مهدوی کنی و حتی لاریجانی ها، احمد توکلی و علی مطهری، انتظار می رود پا به میدان بگذارند وگرنه امثال رسایی ها و شریعتمداری ها کشور را به قهقرا می برند و از جریان اصولگرایی نیز چیزی باقی نمی ماند؛ همچنانکه تعریف اصولگرایی امروز تا حد زیادی قلب ماهیت شده و محمدعلی رامین و رسایی خود را جلو انداخته اند. همین چند روز پیش علی لاریجانی گفته بود که در کنار سبزها، تحریک کنندگان نیز از مقصرهای اتفاقات 88 بودند و بر ضرورت جلوگیری از تندروی در جریان اصولگرایان تاکید کرد اما این جریان آنقدر رشد کرده که حرف رییس مجلس به تنهایی کارساز نیست و در میان تندرویها گم است.
ای شیفتگان قدرت! که خود را ذوب در ولایت می خوانید و رهبری را "امام" و "حضرت ماه" خطاب می کنید، چطور کل دوران طلایی آقای خاتمی را به بهانه ی اختلافات امروز زیر سول می برید در حالی که مگر رهبری به خاطر "زحمات و تلاشها" در آن دوران از خاتمی "قلبا و صمیمانه سپاسگزاری" نکرد؟ مگر رهبری نگفت که "در آن سال ها من شاهد تلاش پُرحجم و جدي جناب آقاي خاتمي در همهي زمينهها بودم. بحمداللَّه به توفيقات زيادي هم رسيدند". مگر نگفت رهبری که "تدين و پايبندي و نجابت و روحيهي نجيب ذاتي ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراکمي انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و ميديديم ... در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روي يکي از آنها تکيه کنم، اين است که ايشان در همهي اين مدت، دشمناني را که کمين کرده و خيز برداشته بودند، نااميد کردند".
آگاهان سیاسی خبر دارند که مقاماع عالیه ی نظام با فعالیت سیاسی آقای خاتمی مشکلی ندارند، اتفاقا از آن استقبال هم می کنند. اما به لحاظ اینکه این موضوع به صورت علنی مطرح نشده، تندروهای دست راستی علیه آقای خاتمی با تمام توان به انتشار دروغ و تهمت و توهین می پردازند. بالاخره این دوره ی کوتاه هم می گذرد، امثال قاضی مرتضوی ها و رامین ها و رسایی ها را مردم حذف می کنند و آنچه بر دیگ می ماند سیاهی ذغال است.
این جماعت مشکوک مخترع "مکتب ایران" و "دوستان ملت اسرائیل" به دنبال این نیستند که فقط اصلاح طلبان را با دروغ و تهمت و توهین از صحنه حذف کنند، پس از اصلاح طلبان نوبت به اصولگرایان می رسد، نوبت به رهبری می رسد. همین امروز دبیرکل موتلفه هم بوهایی برده و می گوید «آنهايي که به بهانه اصولگرايي ناب به دنبال حذف «اصولگرايان با درجه ی ضعيف تر» هستند، دچار خبط سياسي شده اند». بله، آنها نه به جمهوری اسلامی نه به جمهوری و نه به اسلام اعتقادی نشان نداده اند. آنچه در این سالها از آنها دیده شده، اسلامشان طالبانی و جمهوریشان هیتلری است.
اصلاح طلبان البته با همه ی این احوال، محکم ایستاده اند و از میدان به در نمی روند، هر چند آقای جنتی فریاد بکشد که «نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات نیست» اما یک نفر سند بیاورد که آقای جنتی تا به حال از حضور اصلاح طلبان استقبال می کرده و حالا نظر ایشان تغییر کرده است. خیر. در انتخابات مجلس ششم حدود 700 هزار رای باطل شد و آقای حداد عادل به مجلس راه پیدا کرد. آقا مصطفی تاج زاده، شاکی آن اتفاق بود که امروز در زندان است اما در این 10 سال به آن شکایت رسیدگی نشده است. علاوه بر آن، ردصلاحیت های بی حساب و کتاب باید، باید متوقف شود، نظارت فقط مطابق قانون اساسی. گردن ما در مقابل قانون اساسی از مو نازک تر است اما در مقابل متخلفان کوتاه نمی آییم.
شورای نگهبان باید ناظر باشد، داور باشد، اعضای آن نباید جانبداری کنند و ما جلوی جانبداری می ایستیم. آقای غلامحسین الهام همین دیروز در افاضاتی آقای خاتمی را با معاویه قیاس کرده است. من اگر جای ایشان بودم، بعد از رسوایی جانبداری از احمدی نژاد در انتخابات 88، خفه خون می گرفتم. چرا اینقدر بی انصافی آقای الهام؟ البته حق دارد ایشان، دوره دوره ی بی انصافی است.
بگذار تا "حسین شریعتمداری" در "کیهان"، آقای خاتمی را "ستون پنجم شناخته شده ی دشمنان بيروني" بخواند و همین کیهان حرف های "حسن شريعتمداري" در مصاحبه با VOA علیه خاتمی را هم با تیتر "عجب آي كيويي دارد اين خاتمي" منتشر کند. کیهان که خود به اندازه ی همه ی رسانه های دولتی و بیگانه به خاتمی فحش می دهد، به علاوه زحمت باز نشر فحاشی بیگانگان علیه آقای خاتمی را به دوش می کشد.
"دیدار خاتمی با جورج سوروس آمریکایی" دروغی است که "پیام فضلی نژاد" بارها در کیهان تکرار شده و حسین شریعتمداری نمی داند یا نمی خواهد بداند که با بیان چنین توهماتی چقدر نظام را بی حیثیت می کند. فضلی نژاد دیروز اظهار اصلاح طلبی می کرد، امروز اصولگرایی و فردا احتمالا در جبهه ی دیگری خواهد بود.
البته از برخی روزنامه نگارانی دوران اصلاحات هم چنین انتظاراتی نمی رفت؛ به نوشته ی کیهان، "سايت راديو زمانه به نقل از «امين بزرگيان» نوشت: هيچ كس به اندازه خاتمي در ميان چهره هاي سياسي تا اين ميزان پارادوكسيكال نيست. تكليف ما با همه چهره هاي سياسي روشن است غير از خاتمي.
البته از برخی روزنامه نگارانی دوران اصلاحات هم چنین انتظاراتی نمی رفت؛ به نوشته ی کیهان، "سايت راديو زمانه به نقل از «امين بزرگيان» نوشت: هيچ كس به اندازه خاتمي در ميان چهره هاي سياسي تا اين ميزان پارادوكسيكال نيست. تكليف ما با همه چهره هاي سياسي روشن است غير از خاتمي.
خب، سیاسیونِ طرفینِ دوقطبیِ سیاست امروز ایران، اصلاح طلبان را اضافه می دانند. در این شرایط، معلوم نیست افراد و گروه هایی که به کار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود نیز هستند چگونه باید فعالیت کنند؟
دلسوزان کشور، مشتاقانه و ملتمسانه در انتظار ورود «خردمندان خیرخواه» به جای «متوهمان خشونتگرا» به میدان سیاسی هستند؛ این کار البته هم جرات و شهامت می خواهد و هم از خود گذشتگی و ایثار. قطع و یقین آیندگان چنین انسان هایی را بزرگ خواهند شمرد.
پی نوشت اول:
علی آقای مطهری امروز در گفتگو با خبر آنلاین درباره ی دیدار اقلیت مجلس با آقای خاتمی گفته است: کار خوبی بوده و در جهت رهنمود رهبری مبنی بر جذب حداکثری و دفع حد اقلی انجام شده است. اصولگرایان هم خوب است با ایشان دیدار و مسائلشان را مطرح کنند. البته آقای خاتمی لازم است نظر خود را درباره رفتار آقای موسوی در بحران اخیر به صراحت بیان کنند تا بر همگان روشن شود که راه ایشان غیر از راه آقای موسوی است. آقای خاتمی به رفتار خشونت آمیز بعد از انتخابات با معترضان انتقاد داشتند که رهبری هم به برخی موارد آن اشاره کردند و خواستار رسیدگی و اصلاح فوری شدند. لذا اتهامی متوجه ایشان نیست. شروط ایشان هم شروط عادلانه ای است. تعیین تکلیف سریع تر زندانیان سیاسی، اجرای کامل قانون اساسی و انتخابات آزاد همیشه مورد توجه نظام جمهوری اسلامی بوده است.
پی نوشت دوم:
این روزها رسانه های رادیکال اصولگرایان برای حمله به خاتمی از گفته های ضد انقلاب کمک می گیرند. به عنوان نمونه، سایت اصولگرای افراطی صراط نیوز در خبری نوشته است: "سایت روزنت كه از پاريس مديريت مي شود، به گزافه گويي خاتمي واکنش نشان داد. سايت ضدانقلابي ايران گلوبال نيز معتقد است: اظهارات خاتمي، كف زني از نوع اصلاح طلبي است نه كف مطالبات اصلاح طلبان. شرط گذاريهاي مضحك خاتمي باعث شده برخي از رسانه هاي ضدانقلاب او را دن كيشوت توصيف كنند".
پی نوشت سوم:
مادربزرگ مرحومم در سال های آخر ریاست جمهوری آقای خاتمی گریه می کرد و می گفت که خدا کند دوران این سید هر چه زودتر تمام شود. خوب شد مادربزرگ این سالها و روزها نیست تا ببیند هجمه یعنی چه.

نه نقد می کنم، نه ایمیل میزنم. فقط متاسفم برای ایران و ایرانی که سطح فکر و توقعش از زندگی و درکش از آزادی اونم بعد از 32 سال جنایت، خیانت و چپاول، شده خاتمی و در مدح و ثناش هم کم نمیزاره. البته از نظر بیولوژیکی حق میدم به مردمی که 32 ساله توی یه قفس و بدون کوچکترین اطلاعی از دنیا و اینکه زندگی واقعی یعنی چی سطح قعر سلیقه و توقعشون حد و مرزی نداشته باشه. واقعا متاسفم!
پاسخحذفحتما شنيديد ماجراي آن گربه اي كه دستش به گوشت نمي رسيد...
پاسخحذفيادتون هم هست كه چي مي گفت:
پيف پيف!!!
واقعا فكر مي كنيد خاتمي و امثالهم هنوز در دل ملت ايران جا دارند؟
اصلا فرض محال مردم احمدي نژاد را هم دوست ندارند ما خاتمي... نه!!!
با سلام
پاسخحذفبه نظر بنده اینکه شخص رو ملاک قرار بدیم و تا دهان به صحبت باز کرد جدای از درستی و نادرستی صحبتهاش شروع به بهبه و چهچه کنیم هیچ گوشه از کارمون رو درست نمی کنه و این اشکالی هست که متاسفانه شما به اصطلاح اصلاح طلب ها که من با اجازه بهتون میگم «مصلحت طلب های عافیت طلب» درباره گفتار و رفتار آقای خاتمی دچارش هستید.
کافیه یک نگاهی فقط به همین سه شرط آقای خاتمی بیاندازید و کمی هم منصف باشید تا ببینید که سراسر ابهام هستند.
اگر بنا را بر اجرای قانون اساسی بگذارید خوب یک اصل اساسی این قانون اساسی که شمشیر داماکلوس هم هست همین اصل ولایت مطلقه فقیه هست، اصولاً ذات این اصل و تفکر مخالف هرگونه انتخاباتی هست. اینکه مثلاً اگر طبق همین قانون اساسی انتخاباتی هم برگذار کردید و مردم هم شرکت کردند و باز صاحب ولایت میلش نکشید تفویض بفرمایند حساب کار چیست؟!
بعد هم در همین قانون اساسی انتخابات آزاد آورده شده، از حقوق ملت هم دانسته شده است زندان سیاسی و مجازات ابراز عقیده را هم بر نمی تابد. خب اگر اجرا شدنی بود دیگر لازم به اوردن آن دو شرط بعدی نبود!
پرسشی که ایشان می بایست به آن پاسخ دهند و اتفاقاً برای شرکت در انتخابات نیازمند پاسخگویی بدان هستند این است که چه تضمینی دارند که مردم را به شرکت در انتخابات فرا بخوانند و تقلب در انتخابات صورت نگیرد. میگویید تقلبی صورت نگرفته، باشد چشم بر تمامی شواهد اظهر من الشمس تقلب می بندیم اما آیا برای همین مثلاً ادعای تقلبی که صورت گرفت (به قول شما) روال قانونی اش طی شد؟!
با این ترتیبات ورود به صحنه انتخابات صرفاً برای دستیابی به قدرت است و مردم هم فهمیده اند که به دست اقای خاتمی با آنهمه فرصت سوزی اش که نتیجه اش روی کار آمدن امثال اقای احمی نژاد شد آبی برای شان گرم نخواهد شد.
از نظر همه ی مخاطبان استفاده می کنم. سعی می کنم روز دوشنبه یا سه شنبه به تمام تظراتی پاسخ بدهم که در اینجا، گوگل ریدر، فیس بوک، بالاترین یا وبلاگی نوشته شده باشد.
پاسخحذفیا سلام. در تحلیل وقایع مختلف کشور در سال های اخیر بر این نکته می توان احماع نمود که با احترام به تمامی افکار آنچه نیاز جامعه ایران و مورد علاقه مردم است. وجود افراد ی مانند دکتر مصدق . مهندس بازرگان و سید محمد خاتمی است.نیاز به آرامش و فعالیت در جهت رسیدن به آزادی علی
پاسخحذفچقدر ما امروز به صداهاو درکی مانند شما نیاز داریم. درک بیشتر مردم از سیاست و دشواریهای آن درکی سیاه و سفید است و آنچه را در این فضا می گذرد با چهارچوب فکری خود تراز می کنند در حالیکه درک سیاست درک تناقضات پیچیده آن و این حقیقت است که سیاست عرصه ای انسانی و تاثیر گرفته از مناسبات پیچیده انسانی است. جمهوری اسلامی هرگز یک وجود تعریف شده ثابت نبوده است ... یک بودن نیست ... بلکه شدنی است که نیروهای بسیار در تکامل مسیر آن نقش بازی می کنند ... بسیاری خاتمی را در این سالها به ترس، محافظه کاری، سکوت و سازش متهم کرده اند ولی تاریخ نشان داده و نشان خواهد داد که او همیشه بر سر میثاق خویش استوار بوده است و پایمردی او در عرصه سیاست و ایتادگیش بر موضع اعتدال شگفت انگیز است ... اگر مصرانه در میانه طیف بایستی، اگر در مقام یک سیاست مدار در مرکز اعتدال تمام نیروهای اجتماعی بایستی از همه سو جریان رادیکال طیفهایی که خود را حق مطلق می پندارد تو را نزدیک ترین دشمن و راه ورود نیروی رادیکال مخالف خود می دانند و عجیب نیست که اپوزیسیون خاتمی را مهره سر سپرده رژیم و تمامیت گراهای رادیکال او رامهره غرب می دانند و این بهایی است که او برای اعتدال خویش مردانه می پردازد زیرا نیک می داند که این سرزمین نه با نیمی که با تمامی توان خویش پیروز خواهد شد ... او میداند که ایرانیت، اسلام و مدرنیته پاره های هویت ایران امروزند که هر یک نمایندگان خود را در جامعه دارند و تلاش ستودنی او برای آشتی دادن نیروهای اجتماعی این هویت پاره پاره نتیجه ای جز حمله بی امان بخشهای رادیکال این جریانات ندارد ... او آن اندازه بر موضع خود ثابت و صادقانه ایستاده که خود به ترازی بدل شده است ... اگر او را دوست ندارید بی شک باور ندارید که هویت ایرانی آمیخته با دین، ایرانیت و عناصر مدرنیته است و اصرار دارید که تنها سوی شما مطلقا برحق است ... او در پیشگاه تاریخ شکست نخواهد خورد حتی اگر دستاورد امروز نداشته باشد ... تا روزی که بر میثاق اعتدال بایستد راهی از او باقی می ماند که همواره الهام بخش خواهد بود ... او از جمهوری اسلامی دفاع می کند که یک دموکراسی اخلاقی است و قدرت را با فضیلت و ازادی را با مسئولیت پیوند می زند و این رویای انقلاب بود ... رویایی که هرگز امکان تحقق نیافت ... او در میان هجوم همه نیروهای اجتماعی از رویای انقلاب پاسداری می کند و حتی اگر همه اصلاح طلبان را نابود سازند این رویا در لفافی پیچیده از صداقت مردی که نامش در تاریخ ایران جاودانه خواهد شد به آینده خواهد رفت
پاسخحذفسلام....آقای شفیعیان عزیز منظور شما از تندروهای اصلاح طلب کیه؟؟؟؟؟لطفا روشن بگید....آقای مهندس موسوی و همراهانشون رو میگید؟؟؟؟ کی دقیقا منظورتون؟؟؟؟
پاسخحذفدر ضمن شما حتما بهتر از من می دونید که در حال حاضر مهندس موسوی در بدنه جامعه از محبوبیت بسیار بالایی برخورداره....آیا این صحبت های آقای خاتمی ، آغاز دور زدن و عبور از موسوی و به اصطلاح پیچوندن میرحسین؟؟؟؟؟
پس مردم چی؟؟؟
bebakhshid man manzoore shoma ro nafahmidam magar shoroote aghaye khatami ba shoroote grohhaye opososion fargh dare hame afrad az mokhelef nezam gerefte ta aghaye shariatmadari motaghedan bayad entekhabat azad bashe vali tarife anan az azadi motefavete
پاسخحذفvali ta oounjaee ke karname aghaye khatami neshoon mide tarife ishoon ham az azadi ba osoolgaraha motefavet nist faghat shoae dayere khodiha bozorgtare
ma 120 sale donbale azadi hastam vali afsoos
aghaye khatami man nemidoonam shoma chi ro mikhahin eslah konid moshkele asli ghanoon asasie dooste azize negarande shoma havadese parsalo negah konid tamame etefaghat bad motabegh ghanoon asasi bood ounam bande 110
be omide rouzi ke siasatmadaraye ma mani doroste azadi ro dark konand
zemnan az font matn ham mazerat mikhaham font farsi nadashtam
nah, ishun khodeshuno chos kardand va baaz khaastand be shohadaa khiaanat konand keh nazdik bud kuneshun inbaar paare she!
پاسخحذفkesaafate kun lise khamenei keshvaro be inja resund
پاسخحذفاگرچه قلبا با محتوای صحبت شما موافقم، اما خیال میکنم که در فاصله انداختن میان آقایان خاتمی و موسوی اشتباه میکنید... مثلا گفته اید: "...آقای خاتمی مانند همه ی اصلاح طلبان قطعا به روند انتخابات پارسال اعتراض شدیدی داشت اما اگر به تقلب موثر در نتیجه اعتقاد داشت حداقل یک بار به آن اشاره می کرد..."
پاسخحذفاجازه بدهید خود آقای خاتمی جوابتان را بدهد:
"...ما و شما در این مسیر همچنان حرکت خود را ادامه می دهیم و انتظار داریم که مطالبات روشن جناب آقای مهندس موسوی که خواست همه ما است مورد توجه قرار گیرد..."
http://www.khatami.ir/fa/news/901.html
"مطالبات روشن" آقای موسوی در 25 خرداد (نامه آقای خاتمی هم در همین روز منتشر شد) چه بود؟ لطفا خود را به نشنیدن نزنید... این دو بزرگوار در یک مسیر قدم میگذارند، همچنانکه اگر به بیانیه شماره 17 آقای موسوی برگردیم ایشان برای خروج کشور از بحران پنج راهکار ارائه دادند که حاوی 3 شرط اخیر آقای خاتمی، بعلاوه ی پاسخگویی دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه و همچنین آزادی رسانه ها بودند...
یکبار در وبلاگ کیهان صفتت یک اتهام دروغ را به بنده زدی تکذیب کردم.این چه اخلاقی است که شما با خود حمل میکنید؟دوباره در متنی در وبلاگت دروغت را تکرار کردی.این چه رسمی است آخر؟
پاسخحذفواقعا متاسفم برای افراد به ظاهر اصلاح طلب ودر واقع کیهان صفت که دهان گشاد می کنند ودروغ را به سبک مقتدایشان- احمدی نژاد- به خورد خوانندگان می دهند
در مقاله ای منتشر شده باعنوان دست خاتمی و وظیفه خردمندان خیرخواه نویسنده نابینا نه تنها اصل مصاحبه بنده با سایت زمانه را درباره آقای خاتمی نخوانده بلکه با هدف تخریب شخصی دهان به دروغ باز کرده وبنده را عضوسابق شرکت های اقتصادی عجیب و غریب و غیر اخلاقی نامیده است.حاشا از این همه دروغ.بنده نه تنها این گفته را تکذیب می کنم بلکه این موجود را دعوت می کنم به اینکه اصل مصاحبه بنده را اگر توانایی فهم آن را داشت بخواند
http://www.radiozamaneh.com/content/%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%B5%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6
قانون و اخلاق روزنامه نگاری می گوید که متن تکذیبیه را باید در همانجایی که این خزعبلات را نوشته اید چاپ کنید.هرچند که نه روزنامه نگاری ونه از اخلاق چیزی سر در میاری