دوشنبه ۱۴ مارس ۲۰۱۱

خطر انتقال رهبری مخالفان

پس از «اشتباه مشکوک» حصر آقایان موسوی و کروبی، متاسفانه خطر «انتقال رهبری» معترضان و مخالفان به بخش معتقد به «تغییر رژیم» به شدت افزایش یافت و به نظر می رسد در آینده ای بسیار نزدیک آنها جایگزین کسانی می شوند که حداقل تاکنون خود را در پی «اصلاح» نظام می دانستند و نه «تغییر» ساختاری نظام.

اعلام موجودیت «راه سبز امید» و برجسته سازی نقش آقایان «اردشیر امیرارجمند» و «مجتبی واحدی» به عنوان «نماینده ی رهبران سبزها» نیز به سرعت تاثیر و جایگاه خود را از دست داد؛ به طوری که امروز «فراخوان های خیابانی» اینان برای معترضان به مثابه نظر آقایان موسوی و کروبی پنداشته نمی شود.

مواضع اعلامی این گروه و مشاوران نام برده شده نیز در تفاوت محسوسی با حرکت یک سال و نیم گذشته، بیشتر متاثر از محیط و فضایی است که آقایان امیرارجمند و واحدی در آن قرار دارند؛ یعنی «محیط خارج» از کشور و «فضای مجازی» که در این دو محیط، رویکرد انقلابی نسبت به رویکرد اصلاحی مشتریان بیشتری دارد.

بر خلاف آن دسته از مخالفانی که صدایشان در فضای مجازی بلندتر است، اما «بدنه ی اصلی معترضان به عملکرد حاکمیت»، خواسته هایی بجا و البته غیر رادیکال دارند. به عنوان مثال قشر بازار تاکنون کوچکترین ورودی به اعتراضات نداشته است در حالی که سال گذشته در اعتراض به افزایش مالیات، به شدت از خود حساسیت نشان دادند؛ همچنین است در مورد معلمان و کارگران ناراضی. در صورت مدیریت غلط فضا، هم انتظارات این دسته از معترضان بالا می رود و هم می توانند به «دامن رادیکالیسم» بیافتند و از نظام روی برگردانند.

این هنر فعالان سیاسی معترض و از سوی دیگر حکومت است که با رفتار صحیح، «سطح توقع» ناراضیان را «کنترل» و «رضایت» آنها را به دست بیاورند وگرنه هر دو گروه یعنی «هم فعالان سیاسی معترضان و هم حکومت» از این اتفاق متضرر می شوند.

واکنش ها به سخنان اخیر آقای مهاجرانی در کتابخانه کنزیگتن لندن نشان داد که رفتار اشتباه با معترضان، بخش قابل توجهی از آنها به سمت خواسته های ساختار شکنانه سوق داده شده اند. آقای مهاجرانی در آن سخنرانی برای تغییر وضعیت کنونی به آنچه معترضان می خواهند، صراحتا از مشی اصلاحی دفاع و با مشی انقلابی مخالفت کرده بود.

تا پیش از انتشار سخنان آقای مهاجرانی، از او به عنوان مشاور ارشد آقای کروبی نام برده می شد اما همین که گفت در ویرایش منشور جنبش سبز، بر راه اصلاحی تاکید شده، به سرعت نور، عنوان مشاور از او سلب شد و آقای واحدی در مصاحبه ای به تفصیل به خدمت آقای مهاجرانی رسید و از جمله گفت که «اگر آقای موسوی و كروبی امروز هم از بند بیرون بیایند، من یقین دارم كه دیگر مثل سابق راجع به اجرای بدون تنازل قانون اساسی صحبت نخواهند كرد».

در واقع به نظر می رسد که آقایان امیرارجمند و واحدی در اظهارنظرها و موضع گیری های خود به شدت در رودربایستی قرار دارند و نمی خواهند مانند آقای مهاجرانی بگویند که در فاز اصلاحی قرار دارند که راهی طولانی است. این رودربایستی داشتن ها به اینجا ختم نخواهد شد و به آنجایی منتهی خواهد شد که قابل بازگشت نیست. آنها اینقدر حرف در دهان آقایان موسوی و کروبی خواهند گذاشت که راه کاری برای کنترل انتظارات باقی نمی نماند.

به عنوان مثال، آقای «احمد ملکی‌» دیپلمات مستعفی و خواهر زاده ی آقای کروبی هفته ی پیش گفته است «آقای کروبی قطعا دیگر به اصلاحات معتقد نیستند. ایشان خواستار تغییر نظام بر اساس خواست مردم هستند». این نتیجه ی طبیعی حصر یا بازداشت خانگی آنهاست که سخنگویان تعیین شده توان کنترل اوضاع را ندارند و حتی نمی توانند سخن سخنگویان قارچ گونه را تکذیب کنند، لذا انتظارات روز به روز افزایش می یابد.

این آش البته دستپخت مشترکی است از رادیکالهای دو سوی میدان که روز 24 بهمن در یادداشت «لغوش کنید این 25 بهمن را» به آن پرداخته شده بود. امروز باید غیر از مخالفانی که حکومتی ها را تحریک کرده اند، از آن بخش از حکومتی هایی که مخالفان را تحریک کرده اند هم  پرسید بازی را تا به کجا می خواهید ادامه بدهید؟

توصیه می شود، توصیه ی مواکد می شود که عقلای جناح موسوم به اصولگرا با طناب اقتدارگرایان افراطی به ته چاه نروند، تجربه ی حصر مرحوم آقای آیت الله منتظری را تکرار نکنند، و وجود منتقدان را قدر بشمارد نه اینکه محدودیت ها را افزایش بدهد. این دست محدودیت ها برای مخالفان یا منتقدین از جمله جریان سبز و رهبرانشان به ویژه حصر آقایان موسوی و کروبی و مفسد فی‌الارض خواندن آنها، سه تاثیر مشخص دارد:
یکم: سوژه را - که آقایان موسوی و کروبی باشد - بیشتر از قبل در معرض توجه ( و نه الزاما رهبری) قرار می دهد. دوم نشانه ی ضعف طرف برخورد کننده است. و سوم اینکه متاسفانه میدان را از دست منتقدین و مخالفان درآورده و به دست معاندان تقدیم می دهد.

ببینید که دفاع آقای مهاجرانی(قسمت اول - قسمت دوم) از استقلال نظام و سلامت خانوادگی رهبری چقدر بازتاب داشت؟ اما اگر شبانه روز هم آقای جنتی و احمد خاتمی و سردار جعفری تک و تعریف کنند اینقدر تاثیر ندارد. چون اینها منصوب حکومت هستند. سردار وحیدی وزیر دفاع است و اگر او دفاع نکند چه کسی باید دفاع کند؟ او مزد می گیرد که دفاع کند، چه اعتقاد داشته باشد و چه نه. اما اگر دریابان شمخانی که سابقا وزیر دفاع بود، یا سرداران دوران دفاع مقدس که امروز مسوولیتی ندارند، اگر مراجعی که در قم هستند و بدهکار کسی نیستند، اگر احزابی که در قدرت نیستند، اگر اینها بیایند و دفاع کنند مهم و اثرگذار است.

«نگاه حاکمیت به مخالف» باید از تهدید به سرمایه و فرصت تبدیل شود. می توان معاند را با سیاستی درست به مخالف در چارچوب قانون تبدیل کرد، نه اینکه با سیاستی غلط روز به روز از سرمایه ی اجتماعی حکومت کاسته شود. اما امروز به جای فراهم کردن امکان فعالیت مخالفان، وزیر اطلاعات در یک «اظهارنظر غیرامنیتی» می فرمایند جمعیت بسیار اندکی در 25 بهمن آمدند که یا منافق یا سلطنت طلب و یا ضد انقلاب بوده اند. یعنی همه را با هم جمع می بندند و حتی راهی برای فرار کسی باقی نمی گذارد. خب این غلط است، فاجعه است، این دفع حداکثری است نه دفع حداقلی. هر چند نمی توان منکر حضور مافقین و سلطنت طلبان و ضد انقلابها شد.

«بی سر شدن سبزها» برای حکومت خطرناک تر از امروز است، خدا نیاورد آن روزی را که ناراضیان هیچ مرجعیتی را قبول نداشته باشند که در آن صورت شاهد شورش های کور و فردی و کارهای مخفی خواهیم بود. امروز به قول آقای خاتمی، «معلوم نیست افراد و گروه هایی که به کار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود نیز هستند چگونه باید فعالیت کنند؟».

در درجه ی اول، حاکمیت باید «تا دیر نشده» به طور عملی به «دفع حداقلی و جذب حداکثری» بپردازد، راه را برای اصلاح وضع موجود باز بگذارد و ناراضیان وضع موجود را به سوی راهکارهای رادیکالی تحریک نکند. در درجه ی دوم، فعالان سیاسی ناراضی از ایده آل ها و توهم گرایی دست بردارند و به واقعیت های عرصه ی سیاست توجه کنند که اگر انتظارات هواداران بالا برود کنترل جریان یقینا به دست بیگانه خواهد افتاد و آنها و خواسته هایشان هیچ محلی از اعراب نخواهند داشت.

4 .. کـامـنـت:

  1. سلام. فکر می‌کنم گزارش‌تون از واکنش‌های اردشیر امیرارجمند نادرست‌ه. چون من همین الان یه فیلم دیدم از سخنرانی ایشون که صددرصد در تقابل با اظهارات مجتبی واحدی‌ه. ایشون می‌گن موسوی و کروبی اصولی داشتن که معترضان باید تا وقتی اونا نیستن هم طبق همون اصول رفتار کنن. فیلمش اینجاست: http://www.youtube.com/watch?v=WBcL4g7-N6U

    پاسخحذف
  2. اما «بدنه ی اصلی معترضان به عملکرد حاکمیت»، خواسته هایی بجا و البته غیر رادیکال دارند.!!!!؟؟؟ نمی دونم این علی آقای عزیز با چه خط کش و متری این اندازه گیری را انجام دادند ؟
    آیا واقعا اکثریتند ؟ یا اکثریت چنین هستند ؟
    اما در فرازی دیگر فرمودید که این هنر فعالان سیاسی است که انتظارات و سطح توقع را کنترل کنند !!! اما نفرمودید نقش حاکمیت در این مقوله چیست ؟
    و اما آقای مهاجرانی همانگونه که برای مخالفینش یکباره از مشاور کروبی عزل شد برای شما هم یکباره از یک لندن نشین ضد انقلاب به یک اصلاح طلب بدل شد .
    در قسمت پایانی اشاره ای داشید به اقبال کمتر مردم به فراخوان مشاورین به نسبت رهبران ! آری این همان حکایت عشق است .

    پاسخحذف
  3. حسین آقا! این که موسوی و کروبی چطوری می خواهند یک چیز است و اینکه چه اتفاقی می افتد چیز دیگری است. شما یک وقتی یک حرکتی را آغاز می کنید اما نمی توانید آن را کنترل کنید و اتفاقا به نتیجه ای بدتر از آن شکل اولیه تبدیل می شود. در این صورت، واقعا چه می کردیم؟ اینکه آقای امیرارجمند چه می گوید اصلا ملاک نیست، راهی که معترضین با این روش ها می روند با آن شعارهای زیبای آقایان موسوی و کروبی فاصله ها دارد

    پاسخحذف
  4. هرروزی که در آن نافرمانی خدا نشود ، عید است
    نوروز مبارک / التماس دعا

    پاسخحذف

الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com