دو اتفاق بی سابقه طی چند روز گذشته افتاد؛ یکی افراط در تملق نسبت به شخصیت اول مملکت از سوی امام جمعه ی قم و دیگری هم اصرار بر مخالفت با نظر شخصیت اول مملکت از سوی دولت آقای احمدی نژاد.
قابل پیش بینی بینی است که خود رهبری نیز با شنیدن روایت دروغ و خرافی آقای سعیدی - امام جمعه ی قم - از داستان « یا علی » گفتن ایشان در هنگام تولد، عصبانی و ناراحت شده باشند، اما یک «مساله»، نحوه ی واکنش به این سخنان است که فیلم آن در اینترنت به طور گسترده منتشر شده و آبروی اسلام، تشیع و جمهوری اسلامی را به خطر انداخته است.
خدا بیامرزد امام خمینی را که وقتی مرحوم فخرالدین حجازی، نماینده ی اول تهران در حضور ایشان، دهان به مدح و تملق گشود که «بأبي انت و امي»، امام بلافاصله پس از ابراز سخنان او، صریح و بعد از بسم الله، گفت: «من خوف اين را دارم كه مطالبي كه آقاي حجازي فرمودند درباره من، باورم بيايد، من خوف اين را دارم كه با اين فرمايشات ايشان و امثال ايشان براي من يك غرور و انحطاطي پيش بيايد. من به خداي تبارك و تعالي پناه ميبرم از غرور.»
مخالفت امام البته خود ایشان گفته اند در درجه ی اول از بابت غروری است که شاید شخص اول مملکت را گرفتار کند و از سوی دیگر باعث می شد که کسی جرات تکرار آن تملق گویی ها را به خود ندهد، چه رسد که تملق گویی با خرافه گویی توام باشد؛ خرافه گویی هایی که در این سالها متاسفانه رواج یافته که نمونه ی مشهور آن داستان هاله ی نور بود و اخیرا هم سی.دی مستند «ظهور نزدیک است».
اما از طرف دیگر در این روزها؛ نقد و مخالفت با نظر رهبری درباره ی وزیر اطلاعات را از سوی دولت آقای احمدی نژاد شاهدیم که در نوع خود بی سابقه است. اتفاقی که در نهایت با انتشار نامه ی دوم رهبری از رسانه های گروهی مختومه شد اما مقاومت سه روزه در برابر آن نظر در خاطره ها می ماند.
این در حالی است که حمایت های رهبری از دولت آقای احمدی نژاد در این سالها بی سابقه بوده است و طیف دولتی همواره با مقایسه ی دوران انقلاب تاکنون، خود را نزدیک ترین دولت ها به نظرات رهبری معرفی می کرده است. ادعایی که یک بار با «انتصاب اسفندیار رحیم مشایی در پست معاون اولی ریاست جمهوری» و حالا در «ماجرای کنارگذاشتن وزیر اطلاعات» برای دومین بار به صورت جدی با تردید مواجه شده است.
نقد داشتن که فی نفسه دارای اشکال نیست، حتی نقد رهبری که خود ایشان بارها به بلااشکال بودن آن تاکید کرده اند هر چند دستگاه قضایی بخواهد طور دیگری برخورد کند اما اصل بر بلااشکال بودن امر به معروف و نهی از منکر است طبق قانون اساسی. سوال اینجاست که چرا قانون برای همه یکسان نیست، در این سالها برخی حتی به اتهام انتقاد به رییس جمهور در یک نوشته و یا سخنرانی باید دادگاهی و یا بازداشت شوند.

به واقع آیا آن شانه بوسی و دست بوسی های علنی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری را باید باور کرد و یا این امتناع سه روزه در پذیرش نظر رهبری را؟ آیا آنها که می گویند آقای احمدی نژاد «ذوب در ولایت» است، هنوز هم بر این توصیف تملق آمیز خود اصراری دارند و شبهه ای برایشان باقی نیست؟
خلاصه ی کلام این که اعتدال در رفتار برخی مسوولان این دوره ی کشور انگار جایش تنگ است، برخی آنچنان به تملق گویی می افتند و کسانی چنین به مقاومت. این متاسفانه شاید آخر راه نباشد، دلسوزان دین و انقلاب و کشور از این بدتر را نیز پیش بینی می کرده اند؛ روزی را که تملق به سید خراسانی خواندن ها و اختلاف به رودررویی ها برسد.
پینوشت:
چند سال پیش با مرحوم آیت الله توسلی دیداری داشتیم که نقل می کرد مرحوم امام خمینی در ديداری با امامان جمعه سراسر كشور كه مرحوم آيتالله مشكيني در سخنان خود به ستايش ايشان پرداخته بود نیز واکنشی شدید نشان داده بود: «من قبلاً از آقاي مشكيني گله كنم. ما آن قدري كه گرفتار به نفس خودمان هستيم كافي است، ديگر مسائلي نفرماييد كه انباشته بشود در نفوس ما و ما را به عقب برگرداند. شما دعا كنيد كه آدم بشويم. دعا كنيد كه حتي به همين ظواهر اسلام عمل بكنيم؛ ما كه دستمان به آن بواطن نميرسد، لااقل به اين ظواهر عمل بكنيم.»
0 .. کـامـنـت:
ارسال يک نظر
الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com