سخن از «عدم مصالحه» جذاب است اما رهبری در 14 خرداد از «جایگاه مخالف غیر برانداز» گفت؛ که سخنی همزمان و هم جهت با رویکرد «مصالحه» ی آقای خاتمی بود. «رادیکالهای دو سو» البته عصبانی شدند ولی «امید عمومی» افزایش یافت، برای «تحقق خواست به حق معترضان» و «بازگشت آرامش».
البته تحرک آن «غده ی چرکین» در مراسم تشییع مهندس سحابی که باعث درگذشت هاله سحابی شد، چالشی است بر سر راه «پیشنهادِ گذشت دو طرفه» از سوی خاتمی و «سخن» رهبری درباره ی مخالفان. افراطی ها هم این اتفاق را «پاسخ منفی حکومت به مصالحه جویان» می خوانند. دستگاه های مسوول باید به طور جدی پیگیر آن آبروریزی شوند؛ نمی شود که شعارهای زیبا سر دهیم ولی برای آن «مخالف نجیب نظام» یک مراسم ختم ساده برگزار نشود.
چه کسانی از حمله به کوی، مجتمع سبحان، ماجرای کهریزک، برخوردهای خشن خیابانی و اتفاق تشییع جنازه ی سحابی سود می برند؟ نظام و رهبری سود می برند؟ خیر، اینها ظلم در روز روشن و نیز آبروریزی برای نظام است، حداقل برای اینکه دامن کل نظام لکه دار نشود باید این غده ی چرکین را یک بار برای همیشه جراحی کرد تا سخن رهبری برای بخش معترض جامعه باورپذیر شود، تا ادعای رادیکال های سبز و دستگاه های تبلیغاتی به ویژه بی.بی.سی بی اثر شود و راه مصالحه امکان ادامه پیدا کند.
«تاکید بی سابقه» ی رهبری - در سخنان ابتدای خرداد ماه - بر عدم دخالت در انتخابات و حفظ آرای مردم، یکی از سه پیش نیاز مورد تصریح آقای خاتمی برای برگزاری انتخاباتی مطلوب است و این سخنان چشم انداز خوبی از ادامه ی میدانداری خاتمی برای باز کردن فضای بسته ی دو سال اخیر نوید می دهد. (درباره ی انتخابات به صورت جداگانه خواهم نوشت)
البته سال گذشته ابوالفضل فاتح، مشاور مهندس موسوی در انتخابات، طی دو یادداشت «روزنه های عبور» و «گفت و گوی ملی»، پیشنهاد مفاهمه ی ملی را مطرح کرده بود که متاسفانه با بی انصافی و بی توجهی مواجه شد. و هر چه گذشت این دو قطبی سیاسی پررنگ تر و دیوار بی اعتمادی بلندتر شد تا به امروز رسید که به نظر می رسد زمینه ی عمومی برای پذیرش پیشنهاد مفاهمه از قبل فراهم تر است چون روش های رادیکال جواب نداده، فقط فرصت ها از دست رفته، انرژی ملت تحلیل رفته است.
فعالان اصلاح طلب امروز می بایست با تمام قوا از مواضع مصالحه جویانه ی امثال خاتمی حمایت کنند، و وضعیت را برای مردم تشریح کنند، چون در فضای پر کینه و نفرت حاصل از اتفاقات دو سال اخیر، انتقال مستقیم سخنان امثال خاتمی به عموم مردم باعث برداشت هایی احساسی و هیجانی می شود. انعکاس چنین برداشت هایی در جامعه، موضع مصالحه گرایانه را در دو سو تضعیف می کند.
تحلیل و حمایت آقا «مصطفی تاج زاده» از سخنان خاتمی آن هم از درون زندان اوین واقعا ستودنی است. تاج زاده «توصیه به تحمل یکدیگر و مدارا و تمایز قائل شدن میان رقابت سالم سیاسی با ستیزه جویی و خصومت» را ویژگی منحصر به فرد خاتمی می داند و از خاتمی می خواهد که «به خاطر مخالفت ها و حمله هایی که علیه او صورت می گیرد، از این دیدگاه دست نشوید». به همان اندازه که موضع گیری تاج زاده از درون اوین قابل تقدیر است، به همان اندازه هم سکوت و محافظه کاری بسیاری از اصلاح طلبان نپذیرفتنی است.
اصولگرایان میانه رو هم به شدت محافظه کاری می کنند، امثال لاریجانی و مطهری اگر علنی به رویکرد مصالحه گرایانه ی خاتمی واکنش نشان نمی دهند حداقل از مواضع رهبری درباره جایگاه مخالفان دفاع کنند، این بهترین فرصت برای کنترل افراطیون و زمینه سازی برای مصالحه است.
«امید حسینی»، نویسنده ی وبلاگ «آهستان»، اصولگرایی میانه رو و حامی طیف لاریجانی و مطهریست که غیر از ایراد به ادبیات خاتمی، با نگاهش موافق است: «آقای خاتمی لااقل مي گفت نظام، معترضان را ببخشد و معترضان هم نظام را ببخشند، نه اينكه بگوید نظام، مردم را ببخشد و مردم هم نظام را». «اما از اين طرف هم قطعا اشتباهاتي صورت گرفته، به ویژه برخورد نيروي انتظامي با معترضان، شكي نيست و كسي هم نمي توند توجيه كند».
در اینجا لازم است یک مساله درباره ی رسانه های منتسب به دو طرف روشن شود: سخنان اخیر رهبری هیچ قرابتی با ادبیات روزنامه ی کیهان ندارد که خاتمی و دیگر دلسوزان کشور و انقلاب را واجد همه ی اتهامات می داند؛ خب آقای دعایی، مدیر مسوول روزنامه ی «اطلاعات» هم مانند آقای شریعتمداری نماینده ی رهبری است اما اطلاعات، دیدگاه های آقای خاتمی را به طور کامل منتشر می کند و حتی یادداشت هایی در دفاع از او چاپ می کند.
لذا معتقدم به هیچ وجه نباید مواضع کیهان را با نگاه رهبری یکی گرفت. شریعتمداری نماینده ی افراطیون جناح راست است و از هفت دولت آزاد است برای توهین و تهمت و دروغ. همچنانکه سایت «بالاترین» و امثال آن هم نماینده ی اصلاح طلبان نیستند، نماینده ی رادیکالهای سبزی هستند که نمی خواهند سر به تن جمهوری اسلامی باشد، از هفت دولت هم آزادند برای سیاه نمایی، تهمت، اهانت و دروغ.
رادیکالها راهکارشان چیست؟ دو طرف را می گویم، آقای کیهان! آقای بالاترین! چطور هر دوی شما می خواهید به خواسته های حداکثری خود برسید؟ اینقدر خودخواه نباشید، در بازی شما، یکی حق و یکی باطل، یکی یزید و دیگری امام حسین(ع) تعریف می شود، و بالاخره یک طرف بازنده خواهد شد. آن قدر تخم نفرت می کارند، آن قدر در آتش می دمند که جامعه کاملا دو قطبی شود، تا احساس و هیجان جای عقل و منطق را بگیرد و «مصالحه خط قرمز شود».
خط قرمز رادیکالها را باید شکست، می توان احساس و هیجان را فدای آینده کرد و بی توجه به جماعت رادیکال از مصالحه و مصالحه گران حمایت کنیم.

0 .. کـامـنـت:
ارسال يک نظر
الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com