تیم احمدی نژاد بعد از آن همه حمایت های رهبری از دولت، به دنبال استراتژی پوست موز برای بهره برداری های غیراخلاقی از اوضاع سیاسی مملکت است؛ در آخرین مورد، دولتی ها می خواهند خود را طرفدار شکستن حصر موسوی و کروبی نشان بدهند و طبیعتا مقامات عالی کشور را مسبب محدودیت ها.
گویا چند روز پیش در جلسه ای، یکی از طرفداران تندروی دولت خواستار محاکمه ی آقایان موسوی و کروبی می شود که یکی از مقامات عالی قضایی در واکنش به او می گوید ما نمی دانیم که حرف شماها را قبول کنیم یا حرف رییستان را که خواستار شکسته شدن حصر است؟! شایعه شده که نظر اقای احمدی نژاد در نامه ای به مقامات عالی رتبه منعکس شده است.
سکوت تیم احمدی نژاد در دو سال اخیر درباره ی حوادث انتخابات 88 در همین راستا قابل بررسی و توجه است؛ سکوتی تعجب برانگیز که دیگر اصولگرایان به اشتباه به آن بی توجه بودند و حالا مجبورند تاوان آن را پس بدهند. این در حالی است که بخش قابل توجه مسببان نفرت ها و کینه های ایجاد شده و عوامل برخوردها، اعضای خود تیم آقای احمدی نژاد بوده اند، از جمله قاضی مرتضوی.
شخص آقای احمدی نژاد نیز در روشن کردن فتنه اگر عامل اصلی نبود، اما با حرفهایی که در مناظره های قبل از انتخابات زد و با خس و خاشاک خواندن معترضان در فردای روز انتخابات، در شعله ور شدن آتش بسیار موثر بود؛ حالا پس از آن همه سکوت می خواهد نقش نمایشی یک ناجی را بازی کند و پوست موز به زیر پای کسانی بیاندازد که تمام آبرویشان را برای او خرج کرده اند.
شاید در نگاه اول به نظر برسد که اصلاح طلبان به عنوان رقیب باید از این زیرپای هم کشیدن ها در میان اصولگرایان خوشحال باشند اما اولا این اتفاقات به عنوان یک دغدغه از سوی اصلاح طلبان پیش بینی شده بود و در ثانی کسی از سقوط اخلاقی صاحب منصبان کشورش خوشحال نمی شود؛ غصه می خورد. لذا بهترین راه خنثی کردن استراتژی پوست موز آقای معجزه ی هزاره ی سوم و جریان انحرافی امروز؛ خاتمه ی اصل موضوع قبل از سوءاستفاده است.
آزادی تعداد قابل توجهی از زندانیان سیاسی در چند روز گذشته هر چند خوشحال کننده بود اما کافی نیست؛ هم آزادی ها می تواند بیشتر باشد و هم محدودیت دو کاندیدای انتخابات گذشته بهتر است زودتر برداشته شود؛ به نفع انقلاب و جمهوری اسلامی، به نفع ملت و ایران.
گویا چند روز پیش در جلسه ای، یکی از طرفداران تندروی دولت خواستار محاکمه ی آقایان موسوی و کروبی می شود که یکی از مقامات عالی قضایی در واکنش به او می گوید ما نمی دانیم که حرف شماها را قبول کنیم یا حرف رییستان را که خواستار شکسته شدن حصر است؟! شایعه شده که نظر اقای احمدی نژاد در نامه ای به مقامات عالی رتبه منعکس شده است.
سکوت تیم احمدی نژاد در دو سال اخیر درباره ی حوادث انتخابات 88 در همین راستا قابل بررسی و توجه است؛ سکوتی تعجب برانگیز که دیگر اصولگرایان به اشتباه به آن بی توجه بودند و حالا مجبورند تاوان آن را پس بدهند. این در حالی است که بخش قابل توجه مسببان نفرت ها و کینه های ایجاد شده و عوامل برخوردها، اعضای خود تیم آقای احمدی نژاد بوده اند، از جمله قاضی مرتضوی.
شخص آقای احمدی نژاد نیز در روشن کردن فتنه اگر عامل اصلی نبود، اما با حرفهایی که در مناظره های قبل از انتخابات زد و با خس و خاشاک خواندن معترضان در فردای روز انتخابات، در شعله ور شدن آتش بسیار موثر بود؛ حالا پس از آن همه سکوت می خواهد نقش نمایشی یک ناجی را بازی کند و پوست موز به زیر پای کسانی بیاندازد که تمام آبرویشان را برای او خرج کرده اند.
شاید در نگاه اول به نظر برسد که اصلاح طلبان به عنوان رقیب باید از این زیرپای هم کشیدن ها در میان اصولگرایان خوشحال باشند اما اولا این اتفاقات به عنوان یک دغدغه از سوی اصلاح طلبان پیش بینی شده بود و در ثانی کسی از سقوط اخلاقی صاحب منصبان کشورش خوشحال نمی شود؛ غصه می خورد. لذا بهترین راه خنثی کردن استراتژی پوست موز آقای معجزه ی هزاره ی سوم و جریان انحرافی امروز؛ خاتمه ی اصل موضوع قبل از سوءاستفاده است.
آزادی تعداد قابل توجهی از زندانیان سیاسی در چند روز گذشته هر چند خوشحال کننده بود اما کافی نیست؛ هم آزادی ها می تواند بیشتر باشد و هم محدودیت دو کاندیدای انتخابات گذشته بهتر است زودتر برداشته شود؛ به نفع انقلاب و جمهوری اسلامی، به نفع ملت و ایران.
این نه تهدید است نه درخواست از روی عجز؛ این راهی عقلانی است که به نفع همه است و بدنه ی جامعه از آن استقبال می کند، هیچ توجیهی برای در زندان نگه داشتن امثال بهزاد نبوی نیست؛ خود اصولگرایان هم در جلسات خصوصی به آن معترف هستند، اما شاید برخی تندروها فکر می کنند اگر اصلاح طلبان بیرون بیایند و اگر دعوا تمام شود، نان آنها آجر می شود. و شاید بخشی هم آزادی ها را عقب نشینی تعبیر کنند و واهمه داشته باشند از عقب عقب رفتن های بعدی.
سوال این است: اگر کار اشتباهی را قاضی مرتضوی ها کرده اند، باید آن را پوشاند یا از آن دفاع کرد؟ مگر تندروی ها، مگر افراط ها رفتار کل نظام بود؟ و مگر اشتباه را تا بی نهایت باید ادامه داد؟ یا از آن طرف، اگر کسی اشتباهی کرد، چه اصراریست که آن را به حساب همه ی افراد از بالا تا پایین گذاشت و مقامات عالی کشور را در معذوریتی قرار داد که مجبور به دفاع از خطا و خطاکار شوند؟ این خیانت به تمام ارزش های مورد قبول ملت است.
در این بین البته قدرت طرفین هم به نمایش گذاشته شده است، نه کسانی شعار «فلانی دستگیر بشه ایران قیامت میشه» را توانستند عملی کنند و نه آنها که خواستار اعدام لیدرهای طرف مقابل بودند. دوران تندروی گذشته، ملت برای شعارهای تند دیگر طره هم خورد نمی کنند، اما از دست به دست هم دادن برای ساختن کشور حمایت می کنند.
انتخابات بهانه ی خوبی است برای حل مسائل؛ اما بالاخره یا انتخاباتی پرشور می خواهیم یا نه؟ اگر می خواهیم باید زمینه اش را فراهم کنیم؛ هر دو طرف ماجرا باید زمینه را برای عادی شدن فضا فراهم کنند، کنایه های برخی دوستان یا تندروی در اظهارنظرها کاری از پیش نمی برد الا اینکه افراطیون طرف مقابل را تحریک کند تا جلوی روند مثبت آزادی ها را سد کنند.
البته محدودیت ها را نمی توان فراموش کرد اما می توان از سر تقصیر مقصرانش گذشت، تنها به نفع آینده، آینده ای که همه ی ایرانیان در ساختنش سهم داشته باشند، از اصولگرا گرفته تا اصلاح طلب و همه ی کسانی که قلبشان برای ایران و اسلام می تپد، با هر نگاه و سلیقه.
پی نوشت: وقتی هدف قدرت باشد، آن دست بوسی ها، آن ابراز ارادت ها، آن خوش خدمتی ها توجیه می شود، همچنانکه پوست موز هم به وقت خود در همان راستاست، با همان سیاست و رویکرد.
سوال این است: اگر کار اشتباهی را قاضی مرتضوی ها کرده اند، باید آن را پوشاند یا از آن دفاع کرد؟ مگر تندروی ها، مگر افراط ها رفتار کل نظام بود؟ و مگر اشتباه را تا بی نهایت باید ادامه داد؟ یا از آن طرف، اگر کسی اشتباهی کرد، چه اصراریست که آن را به حساب همه ی افراد از بالا تا پایین گذاشت و مقامات عالی کشور را در معذوریتی قرار داد که مجبور به دفاع از خطا و خطاکار شوند؟ این خیانت به تمام ارزش های مورد قبول ملت است.
در این بین البته قدرت طرفین هم به نمایش گذاشته شده است، نه کسانی شعار «فلانی دستگیر بشه ایران قیامت میشه» را توانستند عملی کنند و نه آنها که خواستار اعدام لیدرهای طرف مقابل بودند. دوران تندروی گذشته، ملت برای شعارهای تند دیگر طره هم خورد نمی کنند، اما از دست به دست هم دادن برای ساختن کشور حمایت می کنند.
انتخابات بهانه ی خوبی است برای حل مسائل؛ اما بالاخره یا انتخاباتی پرشور می خواهیم یا نه؟ اگر می خواهیم باید زمینه اش را فراهم کنیم؛ هر دو طرف ماجرا باید زمینه را برای عادی شدن فضا فراهم کنند، کنایه های برخی دوستان یا تندروی در اظهارنظرها کاری از پیش نمی برد الا اینکه افراطیون طرف مقابل را تحریک کند تا جلوی روند مثبت آزادی ها را سد کنند.
البته محدودیت ها را نمی توان فراموش کرد اما می توان از سر تقصیر مقصرانش گذشت، تنها به نفع آینده، آینده ای که همه ی ایرانیان در ساختنش سهم داشته باشند، از اصولگرا گرفته تا اصلاح طلب و همه ی کسانی که قلبشان برای ایران و اسلام می تپد، با هر نگاه و سلیقه.
پی نوشت: وقتی هدف قدرت باشد، آن دست بوسی ها، آن ابراز ارادت ها، آن خوش خدمتی ها توجیه می شود، همچنانکه پوست موز هم به وقت خود در همان راستاست، با همان سیاست و رویکرد.

بند 13. از منشور دفاعی اِل یاسین (بیانیه 19)
پاسخحذف(بیانیۀ 19 شامل موثرترین، قویترین و کاراترین سبک ها و روش های مبارزۀ نرم و ضد جنگ روانی می باشد)
تا حالا به این اندیشیده اید که در شرایط بحرانی خود را تکثیر کنید؟
www.abarensan.blogsky.com