شنبه ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱

رابطه ی اختلاس و قدرت بی نظارت


در دوره ی به قول آقای احمدی نژاد «پاک ترین دولت تاریخ»، زمینه ی «بزرگترین اختلاس تاریخ» به مبلغ «سه جلوش تا بی نهایت صفرها» فراهم شد؛ حدود 1000 برابر مبلغی که ژاک شیراک، رییس جمهور اسبق فرانسه این روزها به خاطرش به فساد مالی متهم شده و دادگاهش تیتر رسانه هاست.

اداره ی هیاتی کشور به رسم دوستان اصولگرا، نتیجه ای هم جز این نمی توانست داشته باشد، به علاوه ی اینکه وقتی همه ی قدرت در دست یک جناح سیاسی – چه اصولگرا و چه غیره - باشد، فساد زمینه بیابد، چون کسی نیست که نظارتی کند، همه از خود هستند و به به و چه چه می کنند. البته این هشدارها داده شده بود، ولی متاسفانه گوش شنوایی وجود نداشت.
به تعداد صفرهای این عددها باید دقت کرد: 300,000,000 تومان(8 صفر)، دریافتی یکی از شخصیت های سیاسی اصلاح طلب از شهرام جزایری (البته در آن ماجرا، جمع دریافتی اصولگراها بیشتر از این میزان بود اما آن را پیراهن عثمان کردند). 300,000,000,000 تومان(11 صفر)، پرونده ی احمدی نژاد در شهرداری تهران (پرونده ای که از سوی اعضای اصولگرای شورای شهر مسکوت ماند!). 3,000,000,000,000 تومان(12 صفر)، فقط یک قلم اختلاس در دوره ی دولت اصولگرای آقای احمدی نژاد (خود اصولگرایان، اطرافیان آقای احمدی نژاد را متهم می دانند).
آن همه ادعا در تحول نظام بانکداری آیا همین بود؟ آیا حذف صفر از پول ملی مهمتر بود که آن همه در بوق و کرنا شد یا جلوگیری از بسترهای فساد و اختلاس؟ شاید هم قرار بود با اجرای حذف چهار صفر، رقم های اختلاس پایین بیاید؟!
متاسفانه در دوره ی چنین دولتی که بستر برای فساد زمینه می یابد، بیشترین میزان درآمد کشور از محل فروش نفت حاصل شده است. درآمد دولت ها از ابتدای انقلاب: 100 میلیارد دلار از ابتدای انقلاب تا پایان دوره ی موسوی (10 سال). 120 میلیارد دلار، دوره ی 8 ساله هاشمی. 170 میلیارد دلار، دوره ی ساله خاتمی. 300 میلیارد دلار، دوره ی 5 - 6 ساله احمدی نژاد.
ای کاش در چنین موقعیتی، مجلسی می داشتیم که مو را از ماست بیرون می کشید اما متاسفانه مجالس اصولگرای هفتم و هشتم توان نظارت بر دولتِ هم راستای خود را نداشته و ندارند؛ و چنین نقشی هم برای خود قائل نبودند. اصلاح طلبان نه اینکه پیغمبرزاده باشند، بلکه در دوران اصلاحات رقیب آنها در قوه ی قضايیه و مجالس پنجم و هفتم ابزار کنترل و نظارت بر آنها را در اختيار داشت.

یک دستی در قدرت البته برای جناح در قدرت شیرین است، اما هر چه یک دست تر، زمینه ی فساد بیشتر؛ مردم می پرسند اگر معاون اول ریاست جمهوری، فردی غیراصولگرا بود باز هم به پرونده ی اتهامات او رسیدگی نمی شد؟ منظور از فساد البته فقط فساد اقتصادی نیست، حتی فساد سیاسی و غیره؛ مثلا چرا قاضی مرتضوی که متهم اصلی جنایت کهریزک است، بعد از دو سال هنوز در هیچ دادگاهی محکوم نشده و فقط از قوه ی قضاییه به مقام عالیه ی دولتی ریاست ستاد مبارزه با قاچاق نقل مکان کرده است؟

0 .. کـامـنـت:

ارسال يک نظر

الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com