روز چهارشنبه ی گذشته خانم «سمیه توحیدلو» یادداشتی در وبلاگش نوشت و برداشت عمومی از آن این بود که حکم 50 ضربه شلاق بر پشت او به اتهام اهانت به آقای احمدی نژاد اجرا شده است؛ با همان کیفیت شلاقی که سراغ داشته ایم، اما چنین نبود.
البته اجرای آن حکم هر چند به صورت نمادین بوده اما آن طور که خانم توحیدلو تلویحا تایید کرده، توسط یک مرد به اجرا درآمده؛ کاری وقیحانه و غیراسلامی توسط مدعیان اسلام ناب محمدی! همان جریانی که توسط امام خمینی به اسلام آمریکایی مشهور بود.
چون سمیه خانم آن یادداشت را بر روی فیس بوک هم نوشت، ظرف چند ساعت فضای مجازی به شدت غمگین شد، خیلی ها تا صبح خوابشان نبرد و واکنش هایشان را با نوشتن یادداشت و حتی فحش و فضیحت به قاضی و مجری حکم و جمهوری اسلامی و زمین و زمان ابراز کردند؛ از جمله بنده که غصه خوردم از چنین اقدامی در وضعیت فعلی کشور.
صبحِ پنج شنبه اما ایشان در یادداشتی دیگر بر روی وبلاگ خود نوشت که حکم شلاق به صورت نمادین به اجرا درآمده است: «... برای دوستانم که نگرانم شدند تنها بنویسم که اجرای حکم نمادین بود و به شیوه و شمایلی که در خاطر داشته اند و دارند نبوده است و لذا نگرانی بابت هیچگونه درد و رد فیزیکی نداشته باشند ...».
آیا این انصاف بود که با احساسات جامعه اینچنین بازی شود؟ البته در نوشته ی اول خانم توحیدلو به کیفیت شلاق اشاره ای نشده بود اما ایشان آن شب آنلاین بود و برداشت های کسانی را می دید که می گفتند بر پیکر فلانی 50 ضربه شلاق زده شده است؛ ولی صدایی از خانم توحیدلو نیامد. چرا؟ این اخلاقی نیست، این بداخلاقی است. وقتی ادعایی داریم باید به ملزوماتش پایبند باشیم.
نمی دانم، شاید و فقط شاید بر مبنای همان سیاستی که این روزها تعدادی از زندانی های سیاسی آزاد شده اند، آنها به دنبال کاهش رفتارهای خشن هستند، برای همین حکم شلاق را نه به صورت حداکثری و روش معمول، بلکه به صورت نمادین اجرا کرده اند و برایش توجیهی آورده اند. اما در پاسخ به تلاش ها برای کاهش نفرت ها، ما چه می کنیم؟
البته واقعا آدم نمی داند دارند چه می کنند، هفته ی پیش آقای عرب سرخی را آزاد می کنند، همه ی وسایلش را هم برمی گردانند و نامه ی آزادی او را به دستش می دهند، بعد امروز او را صدا می کنند و می گویند اشتباه شده، برگرد!
به هر حال، صدور حکم شلاق برای یک فعال سیاسی با مشخصات خانم توحیدلو اشتباه محض بود؛ وقتی حکم 50 ضربه شلاق برای او صادر شد، مگر رسانه ای نشد؟ مگر برداشت همه ی شنوندگان خبر این نبود که قرار است ایشان را شلاقی بزنند به رسم معمول که هم درد دارد و هم رَدِ فیزیکی آن بر بدن می ماند؟ بنابر این هر چند صدور چنین حکمی کاملا اشتباه بود، اما بالاخره چنین اجرایی قابل پیش بینی نبود؛ بود؟
نمی گویم که شلاق چون نمادین بوده بنابراین نمی توانسته اثر روانی و تحقیر آمیز داشته باشد، بنده هم مانند خیلی از دوستان، تلاش آنها را برای تحقیر در زمان بازداشت و دادگاه با لباس زندان ودستبند و انگشت زدن و نوازش! و مکالمه های دوستانه! چشیده ام، اما بزرگنمایی آن از ارزش ایستادگی بر حرف و راه حق می کاهد.
اگر بزرگنمایی غلط است، برای همه غلط است، اگر دروغی حتی بر اساس اشتباه برداشت دیگران از نوشته ی کسی منتشر شود، آن شخص موظف به واکنش برای جبران آن است. و در این مورد خانم توحیدلو مسوول است وگرنه باری دیگر نمی توان به دوستان اعتماد کرد.
0 .. کـامـنـت:
ارسال يک نظر
الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com