سه‌شنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱

دروغی رسوا درباره ی ابوالفضل فاتح

سه خبر سراسر دروغ در یک روز درباره ی ابوالفضل فاتح در باشگاه موسوم به خبرنگاران جوان منتشر شده که مرغ پخته را به خنده درمی آورد؛ خبرهای 1 - «لغو قريب الوقوع بورسيه تحصيلي ابوالفضل فاتح در انگليس» 2 - « لغو بورسیه تحصیلی ابوالفضل فاتح» و 3 «مديركل روابط عمومي جهاد دانشگاهي: فاتح قطعا لغو بورسيه مي شود»، در حالی که فاتح دیگر بورسیه نیست، اصلا دیگر دانشجو نیست.

دکتر فاتح، در رشته ی پزشکی از دانشگاه تهران دکترا دارد و از نیمه ی سال 1384 با بورسیه ی جهاد دانشگاهی در دانشگاه آکسفورد انگلیس در رشته ی ارتباطات مشغول به تحصیل بود؛ درسش هم چند ماهی هست که تمام شده است. هم دانشجو بودن او دروغ است و هم جهاد دانشگاهی از چند ماه بعد از انتخابات 88 تا زمان فارغ التحصیلی فاتح، پولی پرداخت نکرد که حالا بخواهد تصمیم به لغو بورسیه بگیرد. کدام بورسیه، کدام تحصیل؟ بد توهم زده اند این دروغگویان.

آن وقت مدیرکل روابط عمومی جهاد دانشگاهی با پررویی و وقاهت و در کمال آرامش به باشگاه خبرنگاران می گوید که «فاتح قطعا لغو بورسيه مي شود»! دروغ که باب می شود، وقتی جلوی دروغ هاله ی نور گرفته نشد، امروز وضع بهتر از این هم نمی توانست باشد.

تا آنجایی که من خبر دارم، آقای فاتح اصلا مشغولیت سیاسی ندارد، از اول هم به فعالیت سیاسی در خارج از کشور اعتقادی نداشت، اما در حال حاضر فقط به یک سایتی درباره ی اهل تشیع، مشورت می دهد، همین و بس.

دوستان در مدیریت جهاد دانشگاهی بسیار آدم های ضعیفی از لحاظ شخصیتی هستند؛ کسانی که از هوچی گری های سایت های فتنه گری مانند رجانیوز و باشگاه خبرنگاران جوان واهمه دارند و با تحریک آنها مجبور به دروغگویی و داستان سرایی می شوند. آیا صندلی دو روزه ی دنیا اینقدر ارزش دارد؟

بالاخره در آن سالها که فاتح ایسنا را به کمک دانشجویان بنیان گذاشت تا روزی که آن را ترک کرد، خانواده ی جهاد دانشگاهی به ایسناییان و به فاتح افتخار می کردند؛ تا اینکه فاتح مجبور به ترک ایسنا شد با فشارهای دولت مدعی مهرورزی و امام زمانی و اسلامی به ریاست معجزه ی هزاره ی سوم که حالا هر انگی به آن می چسبد، از رمال و جن گیر و انحرافی و زمینه سازان اختلاس های نجومی.

اما این دروغ های سایت های حامی جریان انحرافی امروز و دولت مهرورز دیروز برای چیست؟ آیا برخی نمی خواهند با فشار به نیروهای معتقد و متعهد به انقلاب، آنها را به سکوتی ابدی وادارند تا هر غلطی می خواهند در این مملکت بکنند؟ گویی چنین موجوداتی با گفتن دروغ و اهانت و تهمت و از آن سو هم اختلاس و چپو کردن بیت المال، نفس می کشند، آنها در فضایی آرام و به دور از اختلاف نمی توانند زندگی کنند، نمی توانند دزدی کنند؛ حیات آنها در دروغ تعریف شده است.

باشگاه خبرنگاران جوان زیر مجموعه ی کجاست؟ سازمان صداوسیما. خب صداوسیما زیر مجموعه ی کدام نهاد است؟ رهبری. باشگاه خبرنگاران در این خبر می نویسد «فاتح پس از آغاز فتنه 88 ممنوع الخروج شد، اما مدتي بعد، ممنوعيت خروج وي لغو شد». حداقل اینقدر جربزه داشته باشد و بگوید که دفتر رهبری ممنوعیت خروج فاتح را لغو کرده است. به خدا از صد تا جوک خنده دارتر است کارهای این آقایان.

حضرت آقای ضرغامی، ریاست غیرمحترم صداوسیما باید خجالت بکشد با این باشگاه دروغ پراکنی که روزانه به تولید دروغ و توهین و اتهام مشغول است و در واقع نفرت و کینه می آفریند. یا ایشان عرضه ی اداره ی آن را ندارد و از زیر دستش در می رود یا می داند چه خبر است. در هر دو حال باید به حالش گریست که چگونه می خواهد آن دنیا پاسخگوی این اراجیفی باشد که موضوع این خبر فقط یکی از آن موارد است.

البته خون فاتح از دیگرانی که مورد برخوردهای غیر اخلاقی و غیر انسانی در این دو سال قرار گرفته اند رنگین تر نیست، حتما با ایمانی که دارد تحمل خواهد کرد.

بد نیست بدانید که بخشی از پایان نامه ی آقای فاتح درباره ی رسانه و دین بود. در آنجا از امام خمینی به عنوان بزرگترین نوآور دینی معاصر یاد شده است(عین عبارت در پی نوشت شماره 2 آمده است). از فتوای آیت الله خامنه ای در حرام بودن توهین به سمبلهای اهل سنت هم به عنوان فتوانی روزآمد یاد شده است(عین عبارت در پی نوشت شماره ی 3 آمده است). اما مشکلات و برخوردهایی که از سوی کیهان و جوان و صداوسیما و دیگران شده تاثیری در داوری نوشتن او نداشت.

در ضمن، ادعای سفر فاتح به مالزی هم اساسا کذب محض است.


پی نوشت 1:

اگر تحصیل در انگلیس بد است، چرا آقایان لاریجانی ها، توکلی ها، سلیمی نمین ها که در آنجاها درس می خوانده اند بلااشکال بوده، حتی فرزندان آقای دکتر سلیمی نمین، سیتیزن انگلستان هستند، یعنی شهروند آن کشور. یا مشاور احمدی نژاد، سیتیزن آمریکاست.

پی نوشت 2:
Most of the jurisprudential innovations of the Shi’i in recent decades have come from Ayatollah Khomeini, more importantly his jurisprudential opinion on secondary commandments is among these innovations. Following this trend, Ayatollah Khomeini introduced time and place as two key elements of ijtihād, and asked for religious commandments to be updated under the title of secondary commandments. He believed
that in the current situation, in particular whenever the society deems it proper, secondary and new commandments can replace primary commandments.

پی نوشت 3:

In latest event, Ayatollah Khāmene’i issued an “anti-sectarian” fatwā in early October 2010, declared “unlawful the insulting any of the Sunni Islamic symbols”. According to media reports, the fatwā says: "It is wrong in Islam to disparage symbols of our Sunni brothers as well as to accuse the wife of the Prophet and sully her honour. It is forbidden with respect to wives of the prophets and especially their master, our great prophet,” Reuters quoted from Iran's Mehr news agency. 

پی نوشت 4: حالا که صحبت از پایان نامه شد، به این هم اشاره کنم که فاتح در صفحه ی نخست پایان نامه اش، آیه ای از قرآن را درج کرده است، کاری که در آن کشور معمول نیست:

بسم الله الرحمن الرحيم
فبشر عباد
الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هديهم الله
و اولئک هم اولوا الباب
سوره زمر ( 17 - 18)
"Therefore give good tidings (O
Muhammad) to my bondsmen who hear advice
and follow the best thereof. Such are those
whom Allah guideth, and such are men of
understanding". (Holy Quran: Surah Az-Zumar,
39: Verses 17-18: Pickthall translation)

0 .. کـامـنـت:

ارسال يک نظر

الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com