شنبه ۵ نوامبر ۲۰۱۱

آمریکا دنبال فریب عوام ایرانی

اخبارِ تهدیدِ حمله به ایران، ثابت می کند که مصاحبه های اخیر خانم کلینتون با تلویزیون های فارسی زبان BBC و VOA، رونمایی از رویکرد جدید دولت آمریکا در قبال ایران و برای فریب زیرکانه ی معترضان پس از انتخابات 88 بود، بر خلاف برخی ساده اندیشی ها که پیام آن را صرفا «سند محکم دیگری بر استقلال جنبش سبز» می دانند. 

بخشی از معترضان ایرانی در پس ظاهر فریبنده ی مصاحبه ی کلینتون، دریافتند که اگر مانند لیبی از دخالت خارجی استقبال کنند، ایالات متحده آماده ی فریادرسی به داد آنهاست؛ و چه زود در شبکه های اجتماعی نشانه های چنین ابراز تمایلی به طور پررنگ دیده شد. در میان آشنایان و در کوچه و بازار هم اگر از کسانی بپرسید دستگیرتان می شود که متاسفانه بخشی از مردم بدشان نمی آید که هیچ، استقبال هم می کنند. 

البته درباره ی اینکه استقبال کنندگان از دخالت بیگانه از کدام طیف سیاسی هستند، نمی توان پاسخ دقیقی داد؛ چون نظرسنجی دقیقی که وجود ندارد اما در میان رای دهندگان به همه ی جناح های سیاسی، هستند عوامی که بر خلاف نخبگان سیاسی دو جناح، دنبال منجی سیاسی – اقتصادی می گردند، یک روز منجی را احمدی نژاد و روزی میرحسین موسوی و روزی هم بیگانه می دانند. 

برخی گفتند که سوالات بی.بی.سی و صدای آمریکا در این مصاحبه، شبیه به سوالاتیست که اگر خبرنگار روزنامه ی کیهان می بود، از کلینتون می پرسید. بی راه نیست، چون کلینتون از دیوار بی اعتمادی میان اکثر ایرانیان نسبت به دولت آمریکا آگاه است، بنابر این می خواهد با پاسخ به چنین سوالاتی، وارد دیالوگی با مردم شود. 

به عنوان مثال، بی.بی.سی می نویسد: «یکی از مخاطبان بی بی سی پرسید که چرا آمریکا در مقابل سرکوب اعتراضات در بحرین سکوت کرده است. مخاطب دیگری از سوابق آمریکا در دفاع از حکومت های مستبد سوال کرد و گفت چگونه مردم می توانند به دولتی با این سوابق اعتماد کنند. مخاطب دیگری هم در مورد تمایل دولت آمریکا به حضور نظامی در همه جای جهان پرسید». 

در هر دو مصاحبه، سوال کننده از موضع نگرانی برای استقلال ایران و جنبش معترضان سخن می گوید، و خانم کلینتون هم نسبت به اتفاق سال 1953، یعنی دخالت در کودتای 28 مرداد ابراز تاسف می کند و نیز می گوید که «ما قصد دخالت نداریم» تا شنونده، دولت آمریکا را پشیمان از دخالت های گذشته فرض کند و معترض سبز هم مغرور از استقلال. 

بخشی از مصاحبه ی کلینتون با صدای آمریکا: « ما شاهد درخواست کمک از درون لیبی بودیم ... در سوریه وضع فرق می کنه دست کم تاکنون این طور بوده. اونجا مردم خواهان کمک خارجی نیستند و خواستاردخالت نظامی هم نیستند ... پرزیدنت اوباما به خواست مردم لیبی برای آزاد شدن اشاره کرده همچنانکه مردم مصر و تونس این خواست را داشته اند ... من از سال دوهزار و نه به خاطر دارم که جنبش سبز گفت که کمک ما را نمی خواهد و به کسانی که ما با آنها ارتباط برقرار کرده بودیم گفتند که نمی خواهند کمکی از ما بگیرند و ما به این خواسته احترام گذاشتیم ... بنابراین ما در پی کمک به مردم ایران هستیم متناسب با آنچه از ما خواسته می شود.» 

کلینتون در درجه ی اول تلقین می کند که اگر بخواهند می توانند با جمهوری اسلامی همان کنند که با لیبی قذافی کردند، فقط شما باید کمک بخواهید، ما هستیم و دخالت می کنیم. هر چند بی.بی.سی تیتر می زند که «کلینتون در پاسخ به مخاطبان بی‌بی‌سی: جنبش سبز حمایت ما را نخواست». ولی در عوض، العربیه پیام را به صراحت منعکس می کند: «کلینتون: آمریکا آماده است رژیم ایران را همچون رژیم قذافی با دخالت نظامی سرنگون کند». 

در اینجا لازم به یادآوریست که شعار ملتمسانه ی «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما» از سوی بخش قابل توجهی از معترضان 88 سر داده می شد، آیا آمریکایی ها در آن زمان نشنیدند؟ آیا مستر پرزیدنت در آن زمان در انتخاب میان «ما و اونا» گیر کرده بود؟ حالا که خانم کلینتون می گوید همان شعار را دوباره تکرار کنید، تصمیم جدیدی دارند؟! 

از طرفی می گوید «از رژیم دعوت می کنیم به مذاکره»، از طرفی دیگر می گوید «دلم می خواهد بازهم مصاحبه هایی این چنین انجام دهم چرا که می خواهم گفتگویی مستمر با مردم ایران داشته باشم». و برای این گفتگوی مستمر، از جمله در آستانه ی 13 آبان، سالروز تسخیر سفارت آمریکا به دست دانشجویان در سال 1358، خانم کلینتون نوید می دهد که می خواهند سفارت مجازی آمریکا در تهران را برای برقراری ارتباط با دانشجویان راه اندازی کنند! این سایت می تواند راهی برای ارتباط کسانی باشد که به نام تقاضای تحصیل، بتوانند بدون خروج از کشور با بخش ویژه ی ایران در وزارت امور خارجه ی آمریکا مرتبط شوند. 

بالاخره آمریکا و متحدان غربی آن در پی بهار عربی، برای ایران برنامه دارند، نمی خواهند که میوه ی بهار عربی را ایران بچیند، اینها را بگذارید در کنار این خبر که آمریکا قصد دارد بعد از خروج نیروهای مسلح خود از عراق در دسامبر امسال، یعنی حدود یکی دو ماه آینده، حضور نظامی بیشتری در خلیج فارس داشته باشد. 

همچنین به نوشته گاردين، وزارت دفاع بريتانيا در کنار ايالات متحده نقشه‌هايی را برای مداخله و عمليات نظامی عليه ايران تدارک ديده‌اند. برپایە یک نظرسنجی ٤١ درصد اسرائیلی‌ها موافق حملە بە ایران و ٣٩ درصد مخالف این اقدام‌اند؛ ٢٠ درصد از جامعه آماری این سنجش نظری ندادەاند. این یعنی بخش بیشتری از ملت اسرائیل که دوست دولت آقای احمدی نژاد خوانده شده بودند، موافق حمله هستند! ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل هم با اشاره به گزارشی که قرار است هفته ی آینده توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی ارائه شود، گفته «امیدوارم که در آن گزارش حقیقت درباره برنامه هسته ای ایران به جهان گفته شود ... هر روزی که می گذرد به حمله به ایران نزدیک تر می شویم». 

از دوستان انتظار می رود در چنین شرایطی وقتی اخباری اینچنین را در رسانه های اصلاح طلب منعکس می کنند، حتما ذکر کنند که آژانس بین المللی درباره ی ایران اینقدر حساسیت به خرج می دهد اما درباره ی فعالیت های نظامی اتمی اسرائیل از این گزارش ها و تحقیقات نمی کند، در حالی که همه می دانند اسرائیل سالهاست که بمب اتمی دارد. البته این تف سربالاست، آژانس در اختیار کشورهاییست که خودشان بمب اتمی به اسرائیل داده اند. 

یکی از نتیجه های مهم بهار عربی، تنگ شدن جای اسرائیل است، اسرائیلی که تاکنون از طریق دیکتاتورهای منطقه سرپا بود، حالا با ملت ها روبرو می شود، ملت هایی مسلمان و تازه نفس برای مقاومت در برابر جولان آنها. اسرائیلی ها حتی در خواب هم نمی دیدند که در مصر به سفارتشان حمله شود، آنها یک سال پیش شاهد خوش رقصی های حسنی مبارکی بودند که امروز در قفس به تماشا گذاشته می شود. 

با بهار عربی بیش از آنکه ملت های منطقه به کشورها و ارزش های غربی گرایش پیدا کنند، اتفاقا این ارزش های بومی و اسلامی هستند که مورد اقبال قرار می گیرند و این یعنی تقویت ارتباط ایران با کشورهایی که به واسطه ی ارتباط تنگاتنگ دیکتاتورهای سابق با آمریکا، تاکنون از نزدیک شدن به ایران اجتناب می کردند. 

نسبت دادن ترور سفیر عربستان به سپاه قدس ایران، چرا در این مقطع؟ چرا اصلا عربستان؟ به نظرم عربستان را برای چند دلیل انتخاب کرده اند، یکی می تواند این باشد که جلب توجه ها به تهدید خارجی باعث شود تا بهار عربی دامن عربستان را نگیرد، یکی دیگر هم اینکه عرب ها به واسطه ی این اتهام در مقابل ایران یک دست شوند. 

اما مقطع زمانی که آمریکایی ها انتخاب کرده اند از همه جالب تر است: موسم حج امسال بوی بهار عربی می دهد و برائت از مشرکین می تواند شکل متفاوتی به خود بگیرد. مراسم برائت، بزرگترین اجتماعِ «ایران محور» برای برائت از آمریکاییهاست و آنها تمایلی به برگزاری آن ندارند. بر هم خوردن آن، می توانست خواست مشترک آمریکا، و عربستانی باشد که تا این لحظه دچار بهار عربی نشده و حتی با چنگ و دندان از دیکتاتورهای باقی مانده در منطقه حمایت می کند. 

اما راه حل استراتژی جدید آمریکا: در مورد افزایش تحریم ها، ایران بعد از انقلاب همیشه از سوی آمریکا تحریم می شده، حالا هم کنگره امریکا تحریم های جدیدی علیه ایران اعمال کرده است، اما خودِ شرکت های غربی بزرگترین مخالفان تحریم بازار 75 میلیونی ایران هستند، همه هم تحریم ها را دور می زنند و شاید از این پس هم بتوانند اما نمی توان منکر شد که هر چه مبادلات از راه های غیرطبیعی انجام شود، هزینه ها بالاتر می رود، و زمینه ی فساد مهیا می شود. 

می ماند احتمال حمله که هیچ کارشناسی پیش بینی نمی کند که مردم ایران مانند مردم عراق یا لیبی از نیروهای بیگانه استقبال کنند، اکثر معترضان و حتی مخالفان دولت و حکومت هم مقابل دخالت بیگانه خواهند ایستاد، البته واضح است که هرچه فاصله ی ملت و دولت بیشتر شود به همان نسبت احتمال انسجام ملی در زمان تهدید کاهش می یابد. 

توصیه می شود که 1 – مساله انکار نشود. 2 - آقایان اصولگرای حاکم، فضای سیاسی را باز کنند، از پتانسیل دیپلمات ها و سیاستمداران کنار گذاشته شده استفاده شود. 3 - سبزها و دوستان اصلاح طلب هم ساده انگاری نکنند، سکوت هم نکنند، کشتی که سوراخ شود همه با هم غرق می شویم. 


پی نوشت: 
لینک به متن کامل مصاحبه ی کامبیز حسینی از صدای آمریکا و بهمن کلباسی از بی‌بی‌سی فارسی با هیلاری کلینتون.

پی نوشت 2 : 
شاید بخشی از دوستان، چنین سخنانی را در زمانی که دولت در دست احمدی نژاد است، نمی پسندند اما وضعیت ایران را نمی توانیم و نباید جناحی ببینیم، آن هم در چنین موقعیت حساسی. این را گفتم چون می دانم که خیلی از ما در ایران فکر می کنیم که چون این دولت را قبول نداریم پس از محور شدن ایران هم نباید حمایت کنیم، در حالی که این اشتباه است.

3 .. کـامـنـت:

  1. https://www.facebook.com/notes/khalasi-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%DB%8C/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AA/291530657535970

    پاسخحذف
  2. یادداشت بسیار خوب و تیزبینانه‌ای بود.

    من هم مقاله‌ی علی افشاری را که متأسفانه با استقبال بسیاری از دوستان هم مواجه شد، نقد کرده‌ام.

    پاسخحذف
  3. انشاا... اگر خدا خواست و آمریکای خونخوار حمله کرد حضرتعالی به همراه سید عبا شکلاتی از این طرف و عرزشی ها از آن طرف و جناب ابول خان بنی صدر از خیلی اونطرف تر تشریف ببرین و از مام میهن دفاع کنید در اینجا دو حات پیش میاد:
    1-آمریکای جهانخوار را شکست میدهید
    2-شکست می خورید و به شهادت می رسید
    که در هر دو حال پیروزید
    بشنتابید,در درب شهادت باز باز است,پیش به سوی واشنگتن و البته لاس وگاس,امت قهرمان آمریکا بر علیه حاکمان جبار خود بشوریدو...
    پ.ن:هنوز جای باتوم ها وشیشه نوشابه ها از دو سال پیش درد می کنه و بنده توانایی شرکت در این جهاد عظیم را ندارم لذا از شما عزیزان می خواهم که جای مرا پر کنید

    پاسخحذف

الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com