جمعه ۲۹ آوریل ۲۰۱۱

بی خیال انتخابات نمی شویم


روبرو آماده باش که ما بی خیال انتخابات و صندوق رای نخواهیم شد؛ شروطی که آقای خاتمی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم مطرح کرده است، محقق می شود چون می خواهیم که محقق شود، باید محقق شود، و آنها باید دوباره شب ها کابوس صندوق رای ببینند.


برای «میزان بودن رای مردم» یک انقلاب بزرگ، یک جنگ تحمیلی، و یک دنیا هزینه داده ایم. حق انتخاب کردن و انتخاب شدن غیر قابل سلب و یا واگذاری است. خوابی که برخی دیده اند خوش باشد که بتوان انتخابات را در این کشور از موضوعیت انداخت.


باید زمینه ی حضور همه ی مردم فراهم شود، متصدیان امور باید و باید اعتماد همه را جلب کنند. شوخی که نداریم، جماعتی به انتخابات قبلی مشکوک هستند، آقای وزارت کشور! آقای شورای نگهبان! آقایان مسوول! برای مردم انتخابات مهم است، این اهمیت نه برای آن است که به هر کسی که نامش را جلویشان بگذارید رای بدهند، خیر، شاید کسی در آن روز شرکت نکند، شاید کسی رای سفید بیاندازد، شاید به کاندیدایی غیر از آن کسی که شما می خواهید رای بدهد، شاید هم به جریان شما رای بدهد اما صندوق رای اهمیت دارد، موضوعیت دارد.

و اما آقایان عزیز! بساط و بازیهای های این روزها را هم جمع کنید که بازار انتخابات را گرم نمی کند، نمایش ندهید! اگر دعوای این روزها جدی هم باشد باید آبروداری کنید. اگر باور کنیم که چنین رودررویی هایی واقعی است، آن وقت یعنی رسیدن به حرف هایی که ما دو سال پیش می زده ایم و پاسخ می شنیدیم که حرف زیادی است. تا همین جا هم مردم در دلشان به این بازی ها خندیده اند، بنابراین باید جمع شود این بساط. آن آقا هم از نارمک برگردد به دفتر کار و بچسبد به کارهای نیمه کاره تا این دو سال بگذرد؛ آن شرط های سه گانه را هم بگذارد در کوزه و آبش را نوش جان بفرماید. یک جمله هم با جناب آقای آیت الله دکتر مشایی! می گویند کلاغه آمد راه رفتن کبک را تقلید کند، راه رفتن خود را هم فراموش کرد، نصیحت بشنوید و خودتان باشید.

یک امای دیگر هم هست! دوستانی که تصور می کنند نمی توانند از پسِ افکار عمومی معترضان به انتخابات قبلی بربیایند، کمی به توانایی های خود فکر کنند، باید اعتماد به نفس خود را به دست بیاورید، شما می توانید فقط باید بخواهید. ببینید، اگر انتخابات در دید ملت از موضوعیت بیافتد، آن وقت است که مخالفان صندوق رای شب راحت سر بر بالین می گذارند. باید خواب را از چشمان مخالفان «میزان بودن رای مردم و صندوق رای» گرفت. صندوق رای کابوس مدعیان اصولگرایی است.

پی نوشت:
چند روز پیش خبری از سوی سایت های شبکه ی دروغ منتشر شد مبنی بر اعلام آمادگی سیدحسن آقای خمینی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آینده! این خبر البته از سوی سایت جماران تکذیب شد اما آن تکذیبیه طوری تنظیم شده بود که تنها آن خبر را تکذیب کرد نه احتمال چنین اتفاقی در آینده را و حتی تحرک سیدحسن آقا در انتخابات مجلس نهم را.

جمعه ۲۲ آوریل ۲۰۱۱

امام خوف آن داشت

دو اتفاق بی سابقه طی چند روز گذشته افتاد؛ یکی افراط در تملق نسبت به شخصیت اول مملکت از سوی امام جمعه ی قم و دیگری هم اصرار بر مخالفت با نظر شخصیت اول مملکت از سوی دولت آقای احمدی نژاد.

قابل پیش بینی بینی است که خود رهبری نیز با شنیدن روایت دروغ و خرافی آقای سعیدی - امام جمعه ی قم - از داستان « یا علی » گفتن ایشان در هنگام تولد، عصبانی و ناراحت شده باشند، اما یک «مساله»، نحوه ی واکنش به این سخنان است که فیلم آن در اینترنت به طور گسترده منتشر شده و آبروی اسلام، تشیع و جمهوری اسلامی را به خطر انداخته است.

خدا بیامرزد امام خمینی را که وقتی مرحوم فخرالدین حجازی، نماینده ی اول تهران در حضور ایشان، دهان به مدح و تملق گشود که «بأبي انت و امي»، امام بلافاصله پس از ابراز سخنان او، صریح و بعد از بسم الله، گفت: «من خوف اين را دارم كه مطالبي كه آقاي حجازي فرمودند درباره من، باورم بيايد، من خوف اين را دارم كه با اين فرمايشات ايشان و امثال ايشان براي من يك غرور و انحطاطي پيش بيايد. من به خداي تبارك و تعالي پناه مي‌برم از غرور.»

مخالفت امام البته خود ایشان گفته اند در درجه ی اول از بابت غروری است که شاید شخص اول مملکت را گرفتار کند و از سوی دیگر باعث می شد که کسی جرات تکرار آن تملق گویی ها را به خود ندهد، چه رسد که تملق گویی با خرافه گویی توام باشد؛ خرافه گویی هایی که در این سالها متاسفانه رواج یافته که نمونه ی مشهور آن داستان هاله ی نور بود و اخیرا هم سی.دی مستند «ظهور نزدیک است».

اما از طرف دیگر در این روزها؛ نقد و مخالفت با نظر رهبری درباره ی وزیر اطلاعات را از سوی دولت آقای احمدی نژاد شاهدیم که در نوع خود بی سابقه است. اتفاقی که در نهایت با انتشار نامه ی دوم رهبری از رسانه های گروهی مختومه شد اما مقاومت سه روزه در برابر آن نظر در خاطره ها می ماند.

این در حالی است که حمایت های رهبری از دولت آقای احمدی نژاد در این سالها بی سابقه بوده است و طیف دولتی همواره با مقایسه ی دوران انقلاب تاکنون، خود را نزدیک ترین دولت ها به نظرات رهبری معرفی می کرده است. ادعایی که یک بار با «انتصاب اسفندیار رحیم مشایی در پست معاون اولی ریاست جمهوری» و حالا در «ماجرای کنارگذاشتن وزیر اطلاعات» برای دومین بار به صورت جدی با تردید مواجه شده است.

نقد داشتن که فی نفسه دارای اشکال نیست، حتی نقد رهبری که خود ایشان بارها به بلااشکال بودن آن تاکید کرده اند هر چند دستگاه قضایی بخواهد طور دیگری برخورد کند اما اصل بر بلااشکال بودن امر به معروف و نهی از منکر است طبق قانون اساسی. سوال اینجاست که چرا قانون برای همه یکسان نیست، در این سالها برخی حتی به اتهام انتقاد به رییس جمهور در یک نوشته و یا سخنرانی باید دادگاهی و یا بازداشت شوند.


به واقع آیا آن شانه بوسی و دست بوسی های علنی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری را باید باور کرد و یا این امتناع سه روزه در پذیرش نظر رهبری را؟ آیا آنها که می گویند آقای احمدی نژاد «ذوب در ولایت» است، هنوز هم بر این توصیف تملق آمیز خود اصراری دارند و شبهه ای برایشان باقی نیست؟


خلاصه ی کلام این که اعتدال در رفتار برخی مسوولان این دوره ی کشور انگار جایش تنگ است، برخی آنچنان به تملق گویی می افتند و کسانی چنین به مقاومت. این متاسفانه شاید آخر راه نباشد، دلسوزان دین و انقلاب و کشور از این بدتر را نیز پیش بینی می کرده اند؛ روزی را که تملق به سید خراسانی خواندن ها و اختلاف به رودررویی ها برسد.

پینوشت:
چند سال پیش با مرحوم آیت الله توسلی دیداری داشتیم که نقل می کرد مرحوم امام خمینی در ديداری با امامان جمعه سراسر كشور كه مرحوم آيت‌الله مشكيني در سخنان خود به ستايش ايشان پرداخته بود نیز واکنشی شدید نشان داده بود: «من قبلاً از آقاي مشكيني گله كنم. ما آن قدري كه گرفتار به نفس خودمان هستيم كافي است، ديگر مسائلي نفرماييد كه انباشته بشود در نفوس ما و ما را به عقب برگرداند. شما دعا كنيد كه آدم بشويم. دعا كنيد كه حتي به همين ظواهر اسلام عمل بكنيم؛ ما كه دستمان به آن بواطن نمي‌رسد، لااقل به اين ظواهر عمل بكنيم.»

چهارشنبه ۱۳ آوریل ۲۰۱۱

جهاد اقتصادی نیازمند سرمایه اجتماعی

به نتیجه رسیدن - حتی نسبی - طرح هدفمندی یارانه ها در سال اول به شدت نیازمند یک حرکت جهادی بود تا نواقص و مشکلات آن به سرعت برطرف شود. و البته به موازات این جهاد، مجری طرح باید سرمایه ی اجتماعی خود را که در دو سال اخیر با اختلال جدی مواجه شده ترمیم کند.

برای افزایش سرمایه ی اجتماعی و به دست آوردن اعتماد همه ی ملت، چند نکته به نظرم می رسد که باید مورد توجه قرار گیرد:

الف - گشایش فضای سیاسی و مطبوعاتی می تواند حمایت ها و نقدهای سازنده ای را از سوی رقبای سیاسی مجریان طرح در پی داشته باشد. این دسته از فعالان سیاسی - به طور مشخص اصلاح طلبان - فی نفسه با هدفمندی یارانه ها مخالفتی ندارند و در صورتی که فضای سیاسی و رسانه ای باز شود می توانند با نقدهای خود به اجرای بهتر آن کمک کنند و از سوی دیگر به توجیه ضرورت اصل این جراحی بزرگ اقتصادی در بین حامیان خود بپردازند.
نبود رسانه ی در اختیار جناح رقیب، می تواند اتفاقا به ضدیت و مقاومت حامیان آن طیف سیاسی در برابر طرحی بیانجامد که در حالت عادی می تواند هیچ مخالفی نداشته باشد، الا در برخی شیوه های اجرایی.

ب - معاون اول ریاست جمهوری، متهم به فساد اقتصادی است. وجود چنین فردی در ریاست «ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی»، غیر از بی اعتماد کردن مردم به شعارهای داده شده فایده ای ندارد. برکناری از دولت و نیز رسیدگی به اتهامات آقای رحیمی در دادگاه می تواند پیام مثبتی داشته باشد.

وضعیت رییس ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز نیز مشابه آقای رحیمی است، با این تفاوت که «سعید مرتضوی» متهم ویژه ی پرونده ی جنایت بازداشتگاه کهریزک است. اکنون عدالت قاضی مرتضوی در افکار عمومی زیر سوال است و لذا وجودش در دولت آن هم در پستی ویژه ی مفسده ها، چه توجیهی از سوی حامیان دولت دارد؟


ج - شفافیت حساب های دولتی که همه ی درآمد نفت را خرج یارانه ها می کرد برای مردم از اهمیت زیادی برخوردار نبود اما امروز مردم در کوچه و بازار هم می پرسند که درآمد چند ده میلیارد دلاری دولت از حذف یارانه ها در کجا هزینه می شود؟ و یا اختلاف 11 میلیارد دلاری حساب درآمد دولت از نفت حتی فریاد نمایندگان اصولگرای مجلس را هم درآورده است.

نظارت بر دولت هایی با درآمد نجومی پس از هدفمندی یارانه ها، از اهمیت فوق العاده ای برای ملت برخوردار می شود. و آقای احمدی نژاد برای خلاصی از سوالات مردم، بهتر است که تن به شفافیت ها و پاسخ به سوالات عمومی در این باره بدهد.

د - در چند سال اخیر شعارهای بسیاری برای مبارزه با مفسدان اقتصادی، مبارزه با مافیای نفتی، و شعارهایی مشابه سر داده شده است. برگزاری جلساتی بی نتیجه حتی در سطح رواسای قوا و برخوردی تبلیغاتی با سوژه ای مانند شهرام جزایری، افکار عمومی را با این سوال مواجه می کند که آیا این مفسدان و مافیا با خود حکومتی ها دستشان در دست همدیگر است که افشا نمی شوند؟

برای جلوگیری از شایعات و پاسخگویی به چنین شایعاتی مرسوم، بهترین راهکار می تواند پاسخگویی به تمام شایعات و برخورد و محاکمه ی همه ی متهمان و رسیدگی به ادعاهای رسانه ای شده ی سالهای اخیر باشد. به عنوان مثال ادعاهای «عباس پاليزدار» در دانشگاه همدان و ادعاهای آقای احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی درباره ی خانواده ی آقایان هاشمی و ناطق نوری، پرسش هایی را در افکار عمومی ایجاد کرد که از اذهان پاک نشده است.

پینوشت:
چند ماه پیش در یادداشتی با عنوان « اصلاح طلبان و هدفمندی یارانه ها» به حمایت از اصل این طرح پرداختم. در آینده ای نزدیک به چند نمونه از تاثیر آن بر صنایع کشور و دیدگاه خود درباره ی چگونگی مواجهه ی بهتر عموم با آن خواهم پرداخت.