همان قدر که «سخن» رهبری درباره ی «منع رسانه ای شدن اتهام ثابت نشده و حتی نام مجرم ثابت شده»، شیرین است اما «عمل» اتفاق افتاده در کشور به ویژه در دو سال گذشته، تــلــخ بوده است؛ متهمانی که آبرویشان در رسانه ها ریخته شد و می شود.
پس از انتخابات 88، اتهامات مدعی العموم علیه بخشی از سیاست مداران و اعترافات تعدادی از متهمان مانند سریال تلویزیونی از صدا و سیما و نیز در روزنامه ها پخش شد، صدا و سیمایی که از لحاظ قانونی زیر نظر رهبری است. اگر صداوسیما و قوه ی قضاییه تحت فشارهایی آن سریالها را پخش کرده اند، باید با آن منابع قدرت برخورد می شد، آیا شده است؟
آیت الله خامنه ای، 6 تیر 90: «متهم شدن به معناي مجرم بودن نيست، تا زماني كه جرمي ثابت نشده، نباید رسانه ای شود. حتي در مواردي كه جرم در دادگاه نيز اثبات مي شود، نبايد نام فرد مجرم علني و رسانهاي شود زيرا خانواده وي تحت فشار قرار مي گيرند و دچار مشكل مي شوند».
همانطور که رهبری چندی پیش تاکید کرده اند، به هر حال هیچ کسی و همینطور هیچ سیستمی عاری از اشتباه نیست، اما سخن این است که آبروهای زیادی در این دو سال رفته است و خانواده های بسیاری تحت فشار قرار گرفته اند.
البته نه تنها پخش رسانه ای دادگاه ها، بلکه بسیاری از اعترافات هم تحت فشار ابراز شده، که باید امیدوار بود به آنها رسیدگی شود و خسارت های وارده جبران شود. از چه می ترسیم؟ از که می ترسیم؟ از محاکمه ی امثال قاضی مرتضوی ها؟
بخشی از سخنان رهبری در 29 شهریور 90: «اينكه در دادگاهها كه در تلويزيون هم پخش مي شد از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته مي شود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه دربارهى خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه دربارهى خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بىارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد».
سخنان رهبری در آخر تابستان 88 نشان می دهد که ایشان هم در جریان سریال دادگاه ها بوده اند، اعترافات در دادگاه ها را هم نافذ دانسته و البته اعتراف درباره ی دیگران را منع کرده اند. در همان دادگاه ها به وفور ادعاهایی توسط متهمان علیه دیگرانی می شد به عنوان یک نمونه ی کوچک، اتهاماتی علیه آقای خاتمی. مثلا «کیان تاجبخش» ادعای دروغ ملاقات آقای خاتمی با جورج سوروس آمریکایی را مطرح کرد و دستاویزی شد تا این دروغ را هر روز روزنامه ی کیهان تکرار کند.
چرا روزنامه ای که مدیرمسوولش را رهبری منصوب می کند، می تواند عکس «نظر علنی» رهبری، بر مبنای هجویات یک متهم مشکوک در دادگاه، دیگران را متهم کند و همان مدعی العموم بر مبنای سخن رهبری و در دفاع از آبروی خاتمی برنیاید که هشت سال در این نظام رییس جمهور بود است؟
من اگر جای آقای صادق لاریجانی بودم، همین امروز دست به کار می شدم برای جبران مافات و اعاده ی حیثیت کسانی که در دو سال گذشته آبرویشان به حراج گذاشته شده بود؛ فقط برای این که دامن نظام از آن اتفاقات در نظر همه ی مردم پاک شود.
پس از انتخابات 88، اتهامات مدعی العموم علیه بخشی از سیاست مداران و اعترافات تعدادی از متهمان مانند سریال تلویزیونی از صدا و سیما و نیز در روزنامه ها پخش شد، صدا و سیمایی که از لحاظ قانونی زیر نظر رهبری است. اگر صداوسیما و قوه ی قضاییه تحت فشارهایی آن سریالها را پخش کرده اند، باید با آن منابع قدرت برخورد می شد، آیا شده است؟
آیت الله خامنه ای، 6 تیر 90: «متهم شدن به معناي مجرم بودن نيست، تا زماني كه جرمي ثابت نشده، نباید رسانه ای شود. حتي در مواردي كه جرم در دادگاه نيز اثبات مي شود، نبايد نام فرد مجرم علني و رسانهاي شود زيرا خانواده وي تحت فشار قرار مي گيرند و دچار مشكل مي شوند».
همانطور که رهبری چندی پیش تاکید کرده اند، به هر حال هیچ کسی و همینطور هیچ سیستمی عاری از اشتباه نیست، اما سخن این است که آبروهای زیادی در این دو سال رفته است و خانواده های بسیاری تحت فشار قرار گرفته اند.
البته نه تنها پخش رسانه ای دادگاه ها، بلکه بسیاری از اعترافات هم تحت فشار ابراز شده، که باید امیدوار بود به آنها رسیدگی شود و خسارت های وارده جبران شود. از چه می ترسیم؟ از که می ترسیم؟ از محاکمه ی امثال قاضی مرتضوی ها؟
بخشی از سخنان رهبری در 29 شهریور 90: «اينكه در دادگاهها كه در تلويزيون هم پخش مي شد از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته مي شود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه دربارهى خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه دربارهى خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بىارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد».
سخنان رهبری در آخر تابستان 88 نشان می دهد که ایشان هم در جریان سریال دادگاه ها بوده اند، اعترافات در دادگاه ها را هم نافذ دانسته و البته اعتراف درباره ی دیگران را منع کرده اند. در همان دادگاه ها به وفور ادعاهایی توسط متهمان علیه دیگرانی می شد به عنوان یک نمونه ی کوچک، اتهاماتی علیه آقای خاتمی. مثلا «کیان تاجبخش» ادعای دروغ ملاقات آقای خاتمی با جورج سوروس آمریکایی را مطرح کرد و دستاویزی شد تا این دروغ را هر روز روزنامه ی کیهان تکرار کند.
چرا روزنامه ای که مدیرمسوولش را رهبری منصوب می کند، می تواند عکس «نظر علنی» رهبری، بر مبنای هجویات یک متهم مشکوک در دادگاه، دیگران را متهم کند و همان مدعی العموم بر مبنای سخن رهبری و در دفاع از آبروی خاتمی برنیاید که هشت سال در این نظام رییس جمهور بود است؟
من اگر جای آقای صادق لاریجانی بودم، همین امروز دست به کار می شدم برای جبران مافات و اعاده ی حیثیت کسانی که در دو سال گذشته آبرویشان به حراج گذاشته شده بود؛ فقط برای این که دامن نظام از آن اتفاقات در نظر همه ی مردم پاک شود.


