یکشنبه ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۱۲

دو یادداشت

یادداشت اول: از آینده بنویسیم


فاتح، ابوالفضل - رسانه ی آینده نگر دانش بنیاد بوده و هرگز بر مبنای منافع سازمانی یا برون سازمانی اینده را تحریف نمی کند و به اصول علمی و اخلاقی وفادار می ماند. در شرایط دشوار و گره های اجتماعی و سیاسی با راهبرد های علمی به سراغ مخاطب می آید.

از آینده بنویسیم

در تعریف خبر دیدگاه های مختلفی وجود دارد، اما روشن است که خبر "تنها روایت ساده از رخدادها نیست". اگر روزگاری مردمان این سوی زمین پس از هفته ها از رخدادهای آن سوتر با خبر می شدند و حتی در همین کشور خودمان برخی شهرها دو روز بعد روزنامه ها را دریافت می کردند، اینک به لطف توسعه ی تکنولوژی ارتباطی، سخن حتی بر سر به روز رسانی نیست که بر سر دقیقه و ثانیه است و رسانه هایی موفق ترند که فاصله ی مخاطب با وقایع پیرامونی را به دقیقه و ثانیه رسانده اند. بدین سان اگر رسانه ها، دیروز از گذشته می گفتند، امروز از"حال" سخن می گویند. اما آیا براستی کارکرد رسانه صرفا در انتشار خبر "حال و گذشته" و رقابت بر سر "روایت ساده از رخدادهاست"؟ شما نیز با من هم عقیده اید که چنین نیست.

ژونالیسم تحقیقی و تحلیلی، راهی برای عبور از روایت ساده ی رخدادها، نقب لا یه های زیرین و کشف حقایق و تحلیل چرایی ها هست و فرصت مناسبی در اختیارارتقاء کیفیت روزنامه نگاری قرار داده است. اما آیا این نیز حتی به شرط فراهم بودن همه ی زمینه های تحقیق و تحلیل و سپس آزادی انتشار، کفایت از خبر و انتظارات جامعه ی امروز از رسانه می کند؟ به نظر می رسد که چنین نیست. چرا که حتی در بهترین شرایط تحقق ژورنالیسم تحقیقی، باز در روایت حال و گذشته محصور مانده ایم. به نظر نگارنده ، چنانکه ار تعریف جامع "خبر" در نظریه های رسانه ای فهمیده می شود و متاسفانه مغفول مانده است، باید انتظار از رسانه را ارتقا داده و به رسانه "بعد" و رویکردی جدید بخشید و آن "بعد" چیزی جز "آینده" نیست. اگر تا کنون از گذشته و حال روایت می شد، حال باید از "آینده" سخن گفت و رسانه ی کامل رسانه ای است که به مخاطب خود در کنار گذشته و حال از آینده نیز خبر دهد و چشم انداز روشنی از آینده در منظر مخاطب قرار دهد. سالهاست که آینده پژوهی به عنوان علمی استراتژیک در خدمت نهادهای برنامه ریز جهانی و یا ملی قرار گرفته است و چشم انداز کشورها را تعیین می کند. با بهره گیری از این علم، کشورهای پیشرفته تر برنامه های بلند مدت تری حتی برای 50 سال و یا بیشتر طراحی نموده اند و با درصد کمتری از خطا، وضوح مناسبی پیش روی قرار می دهند.

با همه ی فراوانی مقالات در حوزه ی آینده پژوهی و با توجه به مقالات جدی درباره ی "آینده ی رسانه ها" به ویژه تغییرات تکنولوژیک و تعاملی رسانه در آینده، کمتر به مقوله ی "آینده در رسانه" پرداخته شده است. جا دارد رسانه ها این رویکرد را در عملکرد رسانه ای خود لحاظ کنند و تلاش نمایند با رویکردی تحلیلی، چشم انداز روشنی از آینده ی دور و نزدیک در اختیار مخاطب قرار دهند و البته مراقب باشند به دامن پیش بینی های وسوسه انگیز و یا پیش گویی های خیال انگیز نیافتند که البته آن نیز خود مخاطبین فراوانی در عالم رسانه یافته است و هر روزه با حجم فراوانی از پیش بینی های سرگرم کننده چنان که در بازی های فوتبال رایج است و آرزومندانه چنانکه شیوه ی فال گیران و رمالان و سیاست بازان است و یا پیشگویی های خیال پردازانه که تا مرز خرافه و دغل پیش می روند، مواجه هستیم. اما در سوی دیگر رسانه هایی هستند که تلاش دارند با تحلیل و فرآوری اطلاعات صحیح ، بهره گیری دانش کارشناسان خبره و با واقع بینی به دقت و با کمترین خطا از زندگی روزمره ی مردم (مثلا در عرصه هایی مانند نرخ سبد خانوار و ارز و خودرو و مسکن، در هفته ها و ماه ها و یک سال آینده تا نرخ رشد علمی و اقتصادی و جمعیت و بیماری ها و اعتیاد و جرم و ...در فرایند پنج ساله و ده ساله و مخصوصا تکنولوژی های آینده و کشفیات علمی که پیش بینی در آن محسوس تر است) ، تا فراز و نشیب های خیلی دور و بسیار نزدیک حوزه ی سیاسی و اجتماعی و تحولات جهانی، چشم انداز نزدیک به واقعی در اختیار مخاطب قرار می دهند و هر روزه در صدر و ذیل عناوینشان پیش بینی های قابل تامل از آینده به چشم می خورد. کافی است کلمه ی "predict, future, forecast " را به همراه موضوع مورد علاقه ی خود در اینترنت جستجو کنید، آنگاه با هر دو نمونه ی این رسانه ها مواجه می شوید. "فروشندگان مسکن، نرخ فروش را برای سومین ماه کاهش دادند، بدلیل آنکه موسسه ی "RMW " از کاهش تقاضای مسکن در انگلستان در سال 2012میلادی خبر داد"، "نرخ برابری پوند با دلار در ماه های فوریه مارس و آوریل 1.54 و 1.51، 1.46 و 1.42 پیش بینی می شود"، "انتظار می‌¬رود جمعیّت مسلمانان جهان با حدود 35 درصد افزایش در 20 سال آینده، از 1/6 میلیارد نفر در سال 2010 به 2200000000 نفر در سال 2030 برسد."، " تا سال 2019 بشر به تکنولوژی کامپیوتری دست خواهد یافت که در صورت جاسازی آن در بدن و مونیتور سیستم داخلی تا 95 درصد بیماری ها در مراحل ابتدایی تشخیص داده خواهند شد"، "به رغم رقابتی نفسگیر... انتخابات آینده ی آمریکا را خواهد برد"، "دولت بریتانیا اعلام کرد که صدور ویزای کار پس از تحصیل برای فارغ التحصیلان خارجی رسما از ماه آپریل منتفی خواهد شد"،"در پی سیاست ها ی اخیر اتحادیه ی اروپا و عربستان کارشناسان سیاسی و اساتید علوم بین الملل پیش بینی کردند..."، " بعد از بستن تنگه هرمز چه می شود؟!" و یا مثلا (مثالها واقعی نیست) "سرویس سیاسی ....در گفت و گو با تحلیل گران سیاسی و پس از ارزیابی نظر سنجی های دو موسسه ی معتبر از تنزل شدید پایگاه سیاسی ....در سال آینده میلادی در کشور ... خبر داد" و "با همه ی گمانه زنی ها در مورد تمدید یا عدم تمدید حکم .... کارشناسان سیاسی ما بر این اعتقادند که با توجه به شرایط داخلی و موازنه های سیاسی احتمال تمدید تا حد زیادی در روزهای اخیر...شده است"، "کارشناسان اقتصادی و سیاسی پیش بینی می کنند تاثیرات متقابل تحریم نفت بر اقتصاد و سیاست خارجی ایران و اروپا در شش ماه آینده منجر به اتخاذ رویکرد ..."، "با توجه به روند فعلی نرخ پول ملی کارشناسان اقتصادی موسسه ی پژوهشی .... به سرمایه گذاران حوزه ی خودرو و مسکن ...."، "با روند فعلی سیاسی در کشور .... پیش بینی می شود در پنج سال آینده ..." .

اینها نمونه هایی از پیش بینی و پیشگویی هایی درست و غلطی است که هر روزه در رسانه ها ی جهان دیده می شود. از هواشناسی و نجوم و تکنولوژی تا پیش بینی اقبال به محصولات صنعتی و هنری و ... تا نظر سنجی های ملی و منطقه ای که شهره اند. اگر این رسانه ها در پیش بینی ها و آینده بینی ها درست و مسئولانه عمل کنند، با چنین رسانه هایی مردم زندگی خود را تنظیم نموده و آماده و آموخته و با تصویر روشنتری به سراغ آینده می روند و با تهدیدات و فرصت ها و پیشرفت ها و عقب ماندگی های پیش روی خود بیگانه نخواهند بود و کمتر دچار شوک های اضطراب آفرین و کمر شکن خواهند شد. این رسانه ها نه تنها واقعیت های لایه های زیرین جامعه و دنیای پیرامون را روایت خواهند کرد بلکه با ارائه ی پیش بینی های صحیح و نزدیک به واقع، سیاستگذاران را از نتایج و تاثیرات حال و آینده ی عملکرد و سیاست های خود در عرصه های ملی و بین المللی (چه خوب و چه بد) با خبر نموده و برای تصمیم گیران نه در نقش ابزار و نه صرفا نقش دما سنج اجتماعی و سیاسی، که نقش قطب نما را ایقا خواهند نمود. سیاستگزاران نیز با وفاداری به سیاست گردش آزاد اطلاعات تا حد مقدور برنامه های آینده ی را با افکار عمومی در میان می گذارند تا موجب سرگردانی و حیرت مردم نشوند. و اگر به پیش بینی ها ی درست وقعی ننهادند مسئولیت پذیرفته و در افکار عمومی مورد مواخذه ی رسانه های آینده نگر خواهند بود. چه خرد چه کلان: اگر قرار است در کوچه و محله ساخت و سازی صورت پذیرد یا خیابانی تغییر مسیر یابد و یا رییس مدرسه ای عوض شود یا قوانین مهاجرت تغییر کند یا مراودات با کشوری دستخوش تغییر شود یا در حوزه ی سیاسی تغییری صورت پذیرد و یا نرخ پول ملی دستخوش چالش شود یا بحرانی منطقه ای در شرف وقوع است و قص علی هذا هر آنچه که امور روزانه و زندگی و آینده ی مردم را از سطح محله تا بین الملل دچار تغییر محسوس خواهد کرد، باید با مردم در میان گذاشته شود .

و نیز در این رویکرد رسانه دو آینده را مد نظر قرار می دهد. آینده ی جاری و آینده ی مطلوب. رسانه ای که پایی در لایه های اجتماعی و پای دیگری در عرصه های تصمیم گیری دارد، به عنوان ظرفیتی تصمیم ساز، لاز م و ضروری است آینده ی مطلوب مخاطب را در فرایند تصمیم سازی، دست کم روایت کند، اگر نگوییم اعمال و هدایت کند. به زبان دیگر باید مردم را در فرایند اطلاع رسانی مشارکت داد و دیدگاه آنان را با مولفه های دیگر تلاقی داد و باور داشت این حق مردم است که آینده را بدانند، بسازند یا تغییر دهند. رسانه ی آینده نگر دانش بنیاد بوده و هرگز بر مبنای منافع سازمانی یا برون سازمانی اینده را تحریف نمی کند و به اصول علمی و اخلاقی وفادار می ماند. در شرایط دشوار و گره های اجتماعی و سیاسی با راهبرد های علمی به سراغ مخاطب می آید و با تعریف دقیق از رخدادهای کوچک یا بسیار بزرگ که زندگی شخصی یا ملی و منطقه ای را در بر خواهد گرفت ، هوای سیاست و اقتصاد و بین الملل را همچون وضع هوا با بهره گیری از دیدگاه صاحبان علوم پیش بینی می کند. نقد این رسانه صرفا متوجه حال و گذشته نیست و می توانند حتی آینده را نیز نقد کند، آری آینده را نقد کند. این رویکرد، با ذات رسانه که "انعکاس، آموزش و هدایت" است سازگاری بیشتری داشته و به دلیل اعتماد سازی منطبق با واقع و ناشی از اطلاعات صحیح، باور پذیری مخاظب را افزایش داده و مآلا قدرت "هدف گذاری" یا همان "agenda setting" رسانه را نیز به شکل معنی داری گسترش" پایین به بالا" و در این حال عمق دانش بنیاد می بخشد. 

پیداست "آینده نگری" فرآیندی است که عوامل چندگانه ی "رسانه، افکار عمومی ، سیاستگذاران، کارشناسان، داده های علمی و واقعیت های جهانی و داخلی در آن نقش ایفا می کنند. " آینده پیوسته در حال تغییر است" و با توجه به آنکه رسانه در این فرایند تغییرپذیر تا چه اندازه به روزتر بوده و سیاست "خود-ترمیمی پیوسته" و تصحیح اطلاعات را لحاظ کرده باشد، نسبت و نقش تاثیرگذاری اش عمق و توسعه بیشتری می یابد. چنانکه هم اینک رسانه هایی هستند که حتی موضوع خود را تحولات دهه های آینده ی جهان قرار داده اند ، اما پیوسته براساس اطلاعات دریافتی، میزان خطای خود در پیش بینی آینده را تقلیل می دهند. این رسانه ها حتی اگر پاسخی یا راه حلی کامل برای آینده نباشند، لااقل می توانند "پرسشی ارزشمند در برابر آینده" باشند. در این فرایند ضرورت و ثمرات پیوند رسانه با علوم اجتماعی و انسانی و بهره گیری اصحاب رسانه از ایده های متخصصان این علوم در تصحیح و ارتقاء رسانه هاب آینده نگر قابل کتمان نیست.

دوستان رسانه ایم: به آینده اندیشیده و از آینده بنویسیم.

نکته:
این نوشته بر شناسایی و فهم آینده و اتخاذ رویکرد آینده نگارانه تاکید دارد و از مشی قدرت ها و یا کارتل هایی که آینده را با اهدافی خاص دیکته می کنند و تصمیمات امروز خود در باره آینده را در قالب رسانه و خبر ارائه می دهند، جداست. بحث در باره این کارتل ها فرصتی دیگر می طلبد.


یادداشت دوم: 'خون ملی' 

منبع: خبر آنلاین

فاتح، ابوالفضل - این روزها خبر به گل نشستن کشتی تفریحی 'کوستا کونکوردیا'‌ در اثر برخورد با صخره‌های جزیره جیلیو در آب های نزدیک ایتالیا در 13 ژانویه با 4200 مسافر که متاسفانه منجر به 16 کشته و چند مفقود شد در صدر اخبار رسانه های کشورهای اروپایی قرار گرفت.

 این رسانه ها از لحظه ی مخابره ی نخستین خبر پیوسته و لحظه به لحظه، با ذکر جزئیات به شرح حادثه، عملیات نجات، دلایل حادثه، عوامل مقصر و تحقیقات پیرامون حادثه پرداختند و همچنان با غلظتی کمتر آن را ادامه می دهند. تقارن 2012 با صدمین سال رخداد تایتانیک نیز فضایی نوستالژیک به گزارشهای خبری بخشید. حوادث ریز و درشت اطراف و اکناف جهان و تحولات اروپا هیچیک مانع از پرداختن به جزئیات حادثه و تذکر اهمیت جان باختن مسافران نشد. بسیاری به ابراز همدردی پرداختند و کاپیتان کشتی تحت نظر پلیس قرار گرفت و فشار افکار عمومی و رسانه ها کار را به جایی رساند که به فاصله ی چند روز یعنی همین جمعه گذشته، شرکت دارنده ی کشتی پیشنهاد پرداخت بیش از 14 هزار دلار به هریک از صدها مسافر آسیب دیده از حادثه شد و در این حال برخی مسافران همچنان پیگیر دریافت خسارت های میلیون دلاری از کمپانی مالک کشتی به دلیلی آسیب های مالی، فیزیکی و روحی هستند.


در ایران نیز متاسفانه حادثه ی مشابهی رخ داد و جان 15 تن از هموطنان را ستاند. اما هیچیک از سایتها و رسانه های خبری آن را به عنوان خبر نخست ارزیابی نکرد و آن را در صدر اخبار خود قرار نداد و شاید حتی حادثه ی کشتی ایتالیایی در رسانه های ایرانی از حادثه ی قایق ایرانی پوشش بیشتری یافت و اخبار پیشنهاد غرامت به آسیب دیدگان کشتی ایتالیایی در حالی از رسانه های داخلی شنیده می شود که کمتر خبری از آخرین وضعیت رسیدگی به ماجرای غرق لنج ایرانی داده می شود. این که حوزه ی دغدغه های رسانه های غربی و اولویتهایشان متفاوت است و فارغ از برخی از دلمشغولیهای سیاسی و اجتماعی این سوی هستند و اینکه آن کشتی حامل 4000 مسافر بوده است قابل انکار نیست، اما توجیهی برای کم توجهی در ایران به موضوع کشته شدن 15 ایرانی در حادثه ی احتمالا قابل اجتناب غرق قایق نیست.


همین طور پنج شنبه شب گذشته در خبر دیگری اعلام شد که متاسفانه "یازده زائر ایرانی در سوریه ربوده شده اند". خبر آنلاین آن را در ستون دیگر اخبار خود قرار داد و تاپ نیوز های خود را به "اسامی داوران جشنواره فیلم فجر"، "بازار سکه و ارز..." و سخنرانی یکی از مسئولان اختصاص داد و این خبر حتی در رده ی اخبار برگزیده و طبیعتا خبرهای پربیننده آن قرار نگرفت و در رسانه هایی چون ایسنا و ایلنا و سپس فردا و شفاف و انتخاب و بازتاب و فرارو نیز جایگاه یک خبر جدی را نیافت و در فارس و مهر نیز گرچه جدی تر به آن پرداخته شد اما خبر نخست نبود و تنها ایرنا و الف و تابناک آن را خبر مهم تلقی کردند. همین گونه است مواجهه با خبر سقوط هواپیمای اف 14 و شهادت خلبان و کمک خلبان این هواپیما. این روزها کشور در تب و تاب ارزش "پول ملی" قرار گرفته که البته بسیار حائز اهمیت است و به حق بخش عمده ای از توجه رسانه ها و افکار عمومی را به خود داشته است، اما ارزش والای "خون ملی" را نیز باید پاس داشت و به آن اهتمام مضاعف ورزید. بخشی دیگر از موضوع ناشی از تعطیلی غیر حرفه ای و ناموجه جریان اطلاع رسانی کشور در روزهای پنج شنبه و یا تعطیلات مشابه است اما احتمالا شما هم با من هم عقیده اید که دلیل مهمتر در تلقی و رویکرد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما به چنین اخباری نهفته است.


خوشبختانه مردمان ما در گرامیداشت شهدا چه در دوران دفاع مقدس و چه همچون حادثه ی تروریستی اخیر تهران که منجر به شهادت یک نخبه ی علمی و همراه او شد، حساسیت شایان توجهی داشته اند و هر آنچه این حساسیت بالاتر باشد شایسته تر است ، اما اینکه چرا این حساسیت در موارد دیگر نظیر شهادت خلبانان اف 14 یا اسارت زائران در سوریه یا غرق شدگان لنج یا ترور یکی از شهروندان جاسک...تعمیم نیافته نکته ی حائز اهمیتی است. آمریکائیها از بازمانده ی استخوان یک سرباز خود در ویتنام نگذشتند. صهیونیستها پس از جنگ 33 روزه، شرایط حزب الله را تمکین و چند صد اسیر را آزاد کردند تا جنازه ی دو سرباز خود را برگردانند و همچنین بود در ماجرای گیلعاد شالیط. هر گاه یک سرباز اروپایی یا آمریکایی در افغانستان یا عراق کشته می شود، بلافاصله رسانه ها با قطع خبر عادی، خبر وقوع حادثه را داده و به محض بازگرداندن پیکر سرباز کشته شده، عموما به صورت زنده و سپس مکرر اقدام به پخش خبر، صوت و تصویر و گزارش با ذکر جزئیات می کنند و تیم تحقیق تشکیل می شود تا هم اهتمام به "خون ملی" را نشان داده و هم از وقوع و یا شدت حوادث کم شود. در جهان کشورهایی هستند که اگر به یکی از شهروندانشان تعدی یا تعریضی در هر جای دنیا صورت بگیرد حتی اگر آن فرد مجرم باشد و یا اگر قتلی در خیابان و یا دور دست اتفاق بیافتد یا حتی پلیس سارقی را مورد ضرب و جرح قرار دهد یا گلوله ای شلیک کند، بلافاصله حادثه در صدر رسانه هایشان خواهد بود و مسئولان ذیربط درباره ی جزئیات و دلایل و پیگیری ها توضیح خواهند داد و این پیگیریها عموما تا حصول نتیجه ادامه خواهد یافت و چنین موضوعاتی اولویت خود را در کنار موضوعات مهم سیاسی یا چالشهای اقتصادی هرگز از دست نمی دهند. رسانه ها در بسیاری از نقاط جهان به اندازه ی ما در حوادث عاطفی نمی شوند، اما شناسایی ریشه ها و عوامل و شناخت راهبردهای پیشگیرانه را اولویت نخست قرار می دهند. نقاط ضعف و گرایش و استانداردهای دوگانه ی سیستم اطلاع رسانی غرب در بعضی موضوعات به ویژه وقتی به روایت کشورهای رقیب شرقی یا منتقد اسلامی می پردازند در جای خود قابل بررسی است، اما در موضوعاتی که پیشتر گفته شد راه درستی را رفته اند.

 

مردم ایران عموما نسبت به تعریف تابعیت ایرانی جدیت داشته اند و ایران از جمله کشورهایی است که اخذ تابعیت آن برای غیر ایرانیان چندان آسان نیست. این نشان دهنده ی حساسیت مثبت و دقت در مفهوم ایرانی بودن است. اما در عمل تا چه اندازه رسانه ها به این مهم توجه داشته و در فرآیند عمل اجتماعی و سیاسی به آن همت ورزیده شده، جای تامل دارد. علاوه بر اهتمام مضاعف به جان سربازان وطن، رسانه ها نباید از کنار هر آنچه بر ایرانیان می گذرد به ویژه آنگاه که جانشان یا حیثیتشان مورد تهدید قرار می گیرد به آسانی بگذرند. علاوه، اساسا نمی توان چنین حوادثی را چنانکه متاسفانه مرسوم صفحه ی حوادث بسیاری از رسانه هاست، صرفا حادثه دید و از تحلیل و ریشه یابی و پیشگیری غفلت کرد. شاید اگر در رسانه ها به مفهوم "خون ملی" و "عرق ملی" جدی تر، بهتر، عمیق تر و تحلیلی تر و به عنوان یک فرهنگ مستقر رسانه ای نه یک موضوع مناسبتی پرداخته می شد، اینک برای صحنه صحنه ی دفاع مقدس تیم های تحقیق تجهیز و تشکیل شده بود یا به احترام جانباختگان بم و منجیل دیگر شاهد ساخت حتی یک سازه ی غیر امن نبودیم یا حادثه ی سقوط هواپیمای نظامی و نقص فنی هواپیمای مسافربری و غرق هموطنان و قتل یا تعریض و تعدی به هر هم وطنی در خارج از کشور و امثال آن موضوعی ملی تلقی می شد و امکان عبور به مثابه یک امر عادی از کنار آن وجود نداشت. منکر اولویتها، دغدغه ها و موانع جدی و فراوان بسیار سیاسی و اقتصادی، که رسانه ها و اتاق خبر را از این مهم باز می دارد نباید بود، اما در افقی بلندتر اهتمام به "خون و عرق ملی" منزلت شهروندان را در سطح ملی و بین الملل افزایش داده و خود عاملی بازدارنده در مسیر تکرار چنین حوادثی است. هر گاه جان ، عرض و حریم هموطنی چه در داخل و چه در خارج به خطر می افتد، صرف نظر از گرایشات سیاسی و موقعیت فردی یا سنجش در ترازوی منفعت سیاسی باید با شناخت و تبیین درست موضوع و مشروعیت بخشی، آن را در صدر توجه رسانه ای قرار داد و پیوسته مطالبه ی پیشگیری وپیگیری و تحقیق و مواخذه و دقت داشت و آن قدر آن را تکرار کرد تا تبدیل به اقدام و فرهنگ شود. شاید شما نیز با من هم عقیده باشید که چنین فرهنگ سازی از وظایف رسانه ای و مصلحت امروز و آینده ی ماست.

1 .. کـامـنـت:

  1. قطعا جناب فاتح به عنوان کلاش ترین و بی شرف ترین البته در جریان بی شرف اسهال طلبان خط امام مقوایی,شناخته می شوند,البته بنده فکر می کنم ایشان نفوذی مقام منظم در ستاد موسوی بودند,چون پس از انتخابات به راحتی هر چه تمام تر از کشور خارج شدند و به تحصیل ادامه دادند,همانطور هم که می بینید با رسانه برادران خائن لاریجانی هم همکاری می نمایند

    پاسخحذف

الف ) لطفا بــی رحـمـانـه نـقـد کـنـیـد!
ب ) می توانید ایمیل بزنید: aliasghar55@gmail.com